یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠١ - فلسفه تاریخ - موتور اجتماع و موتور تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٥٠٠
یک موتوره است، با این تفاوت که عرفا موتور را غریزه بازگشت جزء به کل میدانند و مارکسیستها آن را منافع اقتصادی میدانند.
به عقیده هر یک از اینها سایر شئون زندگی بشر مظاهر آن قوه واحد تحریکی میباشند.
به عقیده بعضی انسان یک ماشین دوموتوره است: منافع اقتصادی و مطامع جنسی. به عقیده بعضی دیگر دو موتوره است اما:
امور جنسی و برتری طلبی. به عقیده بعضی موتورهای متعدد در بشر هست: موتور اقتصادی، جنسی، قدرت طلبی، خویشاوندی و نژادی، زیبایی طلبی، اخلاقی، دینی و غیره.
٥. آنچه فعلًا برای ما لازم است این نیست که حتماً اثبات کنیم که مدعای عرفا در وحدت منشأ حرکات و تغییرات زندگی بشر [درست است] و به عبارت دیگر منشأ گردش و جنبش تاریخی، یک قوه است و بس و سایر قوا فرع میباشند.
آنچه لازم است این است که اثبات کنیم معنی نیز در مقابل ماده یک قوه اصلی است. ماده اصلِ معنی نیست. نمیگوییم معنی اصل است و ماده فرع، اما اینطور هم نیست که معنی فرعِ ماده باشد.
نقش طبقات
یادداشتها ج١٠ ٥٠٠ فلسفه تاریخ - موتور اجتماع و موتور تاریخ ..... ص : ٤٩٨
، کشمکشها و تضادها و تنازعها را فقط باید در طبقات اجتماع جستجو کرد و بس، اجتماع تنها مظهر جنگ و تنازع است، تعاون فرع است، یعنی تعاون همکاری برای جنگ است. اما از نظر فلسفه تعدد موتور، اولًا خود وجود انسان ممکن است صحنه کشمکش بین قوا و نیروهای مختلف باشد، چنانکه واضح است (داستان لیلی و مجنون مثنوی منعکس کننده این کشمکش و تضاد درونی است، حتی مسئله شیطان نماینده یک مبدأ القاء انحرافی از داخل است) و از نظر اجتماع نیز نباید تنازع را اصل و تعاون را فرع بشماریم. در انسان آنچنان مبدئی هست که او را به خیر و صلاح و وجدان و گذشت و خدمت وادارد.
٦. شعر معروف مشکان که بیتی از عنصری را اقتباس کرده است، طرد منظر مادی است: