یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩ - مسائل حکومت
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٨
شکلهای مختلفی دارند و البته جامع مشترک هم برای همه آنها میتوان پیدا کرد، و یک وقت حکومت را به عنوان امری که باید باشد میخواهیم تعریف کنیم که قهراً تعریفِ امری اعتباری خواهد بود و این امور از طریق نوع نیازی که به آنها هست که اعتبار میشوند و از طریق آثاری که بر آنها مترتب میشود تعریف میشوند.
جامعه نیازمند است به حکمران [١]، وضع قانون، اجرای قانون، مصالح کلی جامعه در مقابل فرد، وحدت، تأمین امکانات اجتماعی، دفاع از هجوم اقوام و ملل دیگر، جلوگیری از تجاوزات افراد در داخل و حفظ آزادی و امنیت افراد از تجاوز افراد دیگر، مدیریت، قضاوت و فصل خصومات، ارتباط و عهد و پیمان و معامله با واحدهای اجتماعی دیگر، تعلیم و تربیت، بهداشت، حفظ مواریث فرهنگی.
از میان آنچه در بالا گفته شد، قانون (مجلس شورا)، دفاع از هجوم خارجی (وزارت دفاع)، حفظ امنیت داخلی (وزارت کشور و شهربانی و ژاندارمری)، ارتباط و عهد و پیمان با سایر واحدهای اجتماعی (وزارت امور خارجه)، فصل خصومت (وزارت دادگستری) از ارکان دولت و حکومت است و به منزله مقوم است، ولی تعلیم و تربیت (وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم)، حفظ مواریث فرهنگی (وزارت فرهنگ و هنر)، بهداشت عمومی (وزارت بهداری)، مدیریت صنعت (وزارت صنایع و معادن)، تجارت (وزارت بازرگانی)، مخابرات (وزارت پست و تلگراف و تلفن)، روشنایی (وزارت برق و نیرو)، اوقاف (وزارت اوقاف) و امثال اینها اموری است که به واسطه توسعه تمدن، ضرورت نوعی هماهنگی کلی پیش آمده و حکومت مسئول هماهنگی و مدیریت آنهاست، والّا در
[١] حکمران بالضروره یعنی کسی که مطاعیت مشروع دارد، نه کسی که به زور خودرا تحمیل کرده است، و آن کسی که مطاعیت مشروع دارد به دو گونه ممکن است: یکی به نحو ولایت و دیگر به نحو وکالت. آنچه در فقه مطرح است به عنوان ولایت حاکم مطرح است. این بحث را در فصل حق حاکمیت نیز میتوان طرح کرد.