یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٢ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧١
است، همچنین از نظر امثال فروید. آنچه در اخبار به عنوان روح نباتی، روح حیوانی، روح انسانی آمده، به شکلی دیگر جنبه چند حیاتی فرد را بیان کرده است.
آنان که برای تاریخ ماهیت اقتصادی قائلند، قهراً برای جامعه نیز ماهیت و هویت اقتصادی قائلند [١].
نقطه مقابل نظریه تک حیاتی دو نظریه است: یکی اینکه اساساً جامعه فاقد حیات است و حیات مخصوص فرد است، پس مسائل اجتماعی را از جنبه روان شناسی محض باید تحقیق کرد که انسان چه ماهیتی از نظر غرایز دارد، آیا ماهیتاً اقتصادی است یا جنسی است یا اخلاقی و یا مذهبی است. و دیگر نظریه چند حیاتی بودن است که هر نهاد اقتصادی حیات مستقلی دارد، نهادها به منزله اعضای رئیسه پیکر اجتماعاند (ص ١٦١).
ص ١٦٢: آنان که به چند قوه [٢] محرکه برای تاریخ قائلند و از طرفی جامعه را حی و زنده میدانند، در حقیقت قائل به چند حیاتی بودن جامعه هستند، مگر آنکه گفته شود موتورهای محرک جامعه به منزله غرایز متعدد یک فرد است، پس مانعی نیست که جامعه تک حیاتی باشد و تک ماهیتی باشد و تک فصلی باشد اما چند غریزهای باشد، غریزه از نوع قوه اندام است نه صورت اندام که تعددش محال باشد- فتأمّل.
مسئله تک ماهیتی یا چند ماهیتی جامعه
در ص ١٦٢ اضافه کردیم که در فرد از نظر حیات متعارف انسان مسئله چند حیاتی غیر قابل طرح است، ولی از نظر حیات انسانی که آیا چند بعدی است یا یک بعدی و همه ابعاد انسانی (حقیقت جویی، مذهب، خیر، زیبایی) شاخههای یک بعدند و آن کمال جویی است یا نه، قابل طرح است.
به هر حال قابل بحث است که نهادهای متعدد و متضاد جامعه،
[١] رجوع شود به ص ٤٦٩.[٢] در ورقههای آیا طبیعت تاریخ مادی است؟ بحث را به صورت طبیعت مطرح کردهایم، که آیا طبیعت تاریخ مادی است یا نه، و آن بهتر است از آنچه در اینجا گفتهایم.