یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٠ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٦٩
آزاد است [١].
اکنون میگوییم بنا بر این نظر، جامعه نیز قانون ندارد، بلکه وجود ندارد. ولی اصل این نظریه باطل است.
ولی برخی قائل به قانون برای جامعه و تاریخ هستند و آزادی را بکلی نفی میکنند و سخن از جبر جامعه و جبر تاریخ میگویند (مانند نظریه دورکهایم و نظریه مارکس). ما در یکی از همان درسها ثابت کردهایم که نوعی ضرورت بر جامعه و تاریخ حکمفرماست که در عین حال جبر و ضد اختیار نیست، ضرورت ناشی از اختیارات نه حاکم بر اختیار و نافی آن [٢].
آیا ماهیت جامعه و تاریخ اقتصادی است؟
١٧. در درسهای مارکسیسم در قم، درس ١٢ گفتهایم:
ماتریالیسم تاریخی یعنی برداشت تاریخی از اقتصاد و برداشت اقتصادی از تاریخ؛ یعنی تاریخ هویت و ماهیت (و حیات) اقتصادی دارد و اقتصاد، وجود تاریخی. پس اگر با ماهو از تاریخ سؤال شود، باید جنس و فصل اقتصادی در جواب برایش آورده شود و به تعبیر دیگر جوهر تاریخ اقتصاد است و جنبههای دیگر به منزله عرض این جوهرند.
در درسهای تاریخ خواهیم گفت که این که برخی تاریخ را به «آنچه مربوط به گذشته است و بحث درباره گذشته در مقابل بحث درباره حال و آینده» تعریف میکنند غلط است. چنین نیست که بحث یا درباره حال و یا آینده است و یا درباره گذشته، اگر درباره گذشته بود تاریخ است، بلکه بحث تاریخی و غیر تاریخی به معنی بحث درباره «شدن» و درباره «بودن» [است.] آنچه که مربوط به شدن جامعه انسان است تاریخ است و آنچه که مربوط به بودن جامعه است جامعه شناسی است. البته مقصود، «بودن» به معنی اعم از شدن است.
پس با آنچه درباره ماهیت جامعه گفتیم، ما دو بحث ماهوی
[١] ر. ک: نمره ١٢.[٢] رجوع شود به صفحه ٤٦١ و ٤٦٢ و ورقههای مسائل جامعه شماره ٧.