یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧١ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٧٠
داریم: یکی بحث ماهوی جامعه که در نمره ١٤ و ورقههای مسائل جامعه نمره ١٠ اشاره کردیم و یکی بحث درباره ماهیت و هویت تاریخ که دراینجا بحث کردهایم، و البته ایندو مغنی از یکدیگر نیست.
بحث درباره ماهیت تاریخ بحث درباره موتور اصلی و محرک اصلی «شدن» است و بحث درباره جامعه بحث درباره فصل مقوّم جامعه به مفهوم ارسطویی است، گو اینکه اینها لازم و ملزوم یکدیگرند [١].
(ولی در بحث «جامعه و تاریخ» کتاب مقدمهای بر جهان بینی اسلامی، تاریخ را به سه قسم نقلی، علمی، فلسفه تاریخ منقسم کردیم و از این نظر عدول کردیم.)
١٨. در ص ١٥٦ مسئله شخصیت جامعه از نظر دورکهایم را نقل کردهایم و شعر «میرود از سینهها در سینهها ...» را آوردهایم.
در ص ١٥٧ به جبر اجتماعی دورکهایمی اشاره کردهایم که تفصیل بهترش در ورقههای یادداشت جامعه شناسی و ورقههای فلسفه تاریخ، فلسفه علوم آمده است.
در ص ١٥٨ اشاره به جمله «المؤمنون ابوهم النور و امّهم الرحمة» و حدیث «مثل المؤمنین فی تواددهم و تراحمهم کمثل الجسد» کردهایم.
مسئله چند حیاتی بودن جامعه
١٩. در ذیل ص ١٥٨ گفتهایم همانطور که ترکیب جامعه مخصوص خود اوست، مانعی ندارد که جامعه را، بر خلاف فرد، چند حیاتی بدانیم.
در ص ١٥٩ گفتهایم بنا بر نظریه تک حیاتی، باید یک نهاد (مثلًا مذهب، اقتصاد، روح ملی، فرهنگ) را اصل و جوهر بدانیم و سایر شئون را عرَض. ولی بنا بر نظریه چند حیاتی، مانعی ندارد که همه آنها اصیل باشند و در حقیقت شبیه به چند غریزگی انسان میشود در عین وحدت حیاتی.
از نظر عرفا انسان تک غریزهای و تک حیاتی به تمام معنی
[١] رجوع شود به ص ٤٧١ و ص ٤٧٤ سطر ١٤ و ورقههای جامعه و تاریخ نمرات ١٩ و ٢٠ و ٢١.