یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٦٤ - جامعه و تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٤٦٣
داده است؟ آیا ترکیب آنها اتحادی است یا انضمامی یا اعتباری یا ماشینی؟
ممکن است عامل پیوند افراد و اجزاء یک نهاد را عامل روانی و ارثی و غیره بدانیم. به هر حال حاصل هرچه باشد، مانعی ندارد که جامعه وحدت خود را از ناحیه پیوند نهادها کسب کرده باشد و اساساً مانعی ندارد که جامعه، هم ترکیب اتحادی داشته باشد و هم ماشینی مثل بدن.
٦. اگر جامعه مرکب حقیقی یا مرکب ماشینی باشد، از خود آثاری دارد غیر از آثار هر جزءْ جداگانه، با این تفاوت که اثر مرکب ماشینی حاصل ارتباط آثار اجزاء است بدون آنکه اثر جدیدی علاوه شده باشد، ولی در مرکب حقیقی اثر جدید و تازه و نو و تغییر ماهیت واقعی رخ میدهد از قبیل تغییر و تبدیل بیجان به جاندار، همچنان که مراحل تاریخ از نظر ماتریالیسم تاریخی از قبیل تحول نوعی جاندار است به نوعی دیگر، و به هر حال قوانین جدید پدید میآید و در نتیجه موضوع علم جدید پدید میآید. علم مکانیک غیر از علم شناخت آهن است که به فیزیک مربوط است و به طریق اولی علم الحیاة یا علم المعادن یا علم شیمی غیر از فیزیک است.
٧. اگر برای جامعه ترکیب حقیقی قائل شویم، ناچار مرکبی از نوع مرکبات جاندار خواهد بود، یعنی به حیات حقیقی و موت حقیقی و اراده و شعور و وجدان حقیقی و مدت و اجل حقیقی برای جامعه قائل شدهایم، اما اگر ترکیب را صرفاً ماشینی بدانیم مرکب ما اگرچه به یک معنی مرکب است ولی زنده نیست، حیات و موت و سلامت و بیماری به معنی حقیقی نخواهد داشت.
٨. اگر از قرآن استنباط شود که جامعه واقعاً موت و حیات و سلامت و بیماری و طب و علاج و رشد و نمو و تغذیه و تولید (مثلًا) دارد، معلوم میشود اولًا جامعه را مرکب میداند نه صرفاً مؤلَّف و مجموعه، ثانیاً مرکب حقیقی میداند نه مرکب ماشینی. پس این است راه استدلال برای کشف نظر قرآن.