یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٥ - مفهوم تکامل در تاریخ - تعریف، هدف و مقصد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٨٤
که پاسخ ندارد!!!
اینجاست که از راسل در مورد ارزش بیرونی و درونی کمک میگیرد، در صورتی که سخن راسل ربطی به مدعای او ندارد.
نتیجه همه سخنان خویی این است که زندگانی انسانی یا ارزشها یک امر قراردادی است و نه واقعی و رسیدنی، یعنی آنچه ارزش است از قبیل نیکی و زیبایی و راستی (حقیقت) به قول او ارزش بودنش فرضی و قراردادی است، پس کمال بودن و تکامل هم قراردادی است.
علیهذا [١] امثال اسپنسر از تکامل صرفاً ارگانیسم فهمیدهاند و روابط پیچیده، و امثال سارتر و شاگردانش یک سلسله معانی فهمیدهاند اما مفاهیم و معانی مخلوق و آفریده خود انسان، انسان میخواهد آنچه را خود آفریده است به آن برسد، و مارکسیستها تکامل ابزار تولید و برقراری نظامی مناسب ابزار جدید تولید.
مسئله اساسی انسان و تنهایی و اضطراب او و عاجز بودن صنعت از تأمین این جهت
در کتاب جدال با مدعی ص ٤٦، ضرابی مدعی میشود: صنعتی شدن به هیچ وجه باعث پیشرفت انسان نبوده، انسان امروز فقط یک مقدار صنعت و تکنولوژی دارد که آن هم اضطراب و تنهایی بشر را بیشتر کرده است.
خویی جواب میدهد: من صمیمانه معتقدم که علم و فرزندان دوگانهاش: تکنولوژی و صنعت، زمینه را برای برخوردار شدن انسان از بیشترین آسایش انسانی [٢] روز به روز بیشتر آماده کردهاند. اما چرا
[١] اینجا مناسب است آن بحث مطرح شود که تکامل به دو معنی است: یکی حرکت وتحول ناقص به کامل و همین است تکامل واقعی، دوم نسخ ناقص و جانشین شدن کاملی به جای آن، از قبیل معزول شدن معلم سال پیش و جانشین شدن معلم کاملتر در سال بعد و از قبیل نسخ و تعویض قوانین به قوانین کاملتر.
آنگاه طرح شود که تکامل اجتماعی از کدام نوع است؟ البته جواب این است که اگر حیات اجتماعی را واحد حقیقی بدانیم، مسلماً تکامل حقیقی است و اگر حیات اجتماعی را واحد حقیقی ندانیم، تکامل حقیقی هست اما از قبیل تکامل انواع که حلقهای زمینه پیدایش حلقه کاملتر در سیر طبیعت میشود.
[٢] اینجا تکامل، مفهوم آسایش پیدا میکند و با آنچه بعد و یا قبل راجع به زندگی بربنیاد ارزشهای اخلاقی گفته متفاوت میشود، مگر آنکه آسایش را به دو نوع آسایش: حیوانی و انسانی تعمیم دهیم.