یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٨٤ - مفهوم تکامل در تاریخ - تعریف، هدف و مقصد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٨٣
بعضی ارزش درونی یعنی غایتند، و برای ارزش بیرونی به کارهای کشاورزی مثال میزند و برای ارزش درونی به ادامه حیات برای فرد، بعد میگوید حیات فرد برای تولید مثل و بقاء نوع است، و بعد برای اینکه به پوچی نرسد و حلقههای زنجیر به جایی منتهی شود میگوید حلقه نهایی و اخیری که به همه حلقهها معنی و ارزش میدهد «زندگی انسانی» نامیده میشود. آنگاه زندگی انسانی را اینچنین تعریف میکند: زندگی بر بنیاد ارزشهای اخلاقی، مثل زندگانیای که در آن نیکی و زیبایی و راستی [١] یگانه شدهاند.
اخلاق
با نظر به اینکه خویی گوینده این سخنان قبلًا گفته است (ص ٢٥): انسان با جهان دوگونه تماس میگیرد: یکی تماس برای شناختن، دوم تماس برای ارزش دادن ... هدف و نتیجه تماس اخلاقی انسان با جهان آفریده شدن سیستمی از ارزشهاست (خود ارزشها واقعی و کشف شدنی نیست، بلکه خلق شدنی است) ... زندگی انسان در آخرین تحلیل، یک زندگانی اخلاقی است، یعنی زندگانی است بر بنیاد ارزشها (یعنی سوبژکتیو است و ذهنی است و ایدئالیستی است) نه بر بنیاد حقیقتهای ابژکتیو ... بهره برداری از قانونهای علمی (ابژکتیویته) تنها در صورتی مایه آسایش و سرشاری زندگانی انسان میشود که سیستمی از ارزشهای اخلاقی (سوبژکتیویته و صد درصد ذهنی و غیر واقعی) راهنمای انسان در این کار باشد (راهنما دیگر معنی ندارد) ... ارزشهای اخلاقی آفریده اراده انسانند و انسان با آفرینش ارزشها یعنی با آفرینش اخلاق [٢] به جهان و زندگانی خودش معنی و ارج میدهد ... یعنی من میخواهم که زندگانی دارای ارزش درونی باشد، چرا؟ این دیگر پرسشی است
[١] مقصود حقیقت است نه راستگویی، و این سه همانهاست که افلاطون گفته: خیر، حقیقت، جمال. رجوع شود به تاریخ فلسفه ویل دورانت، احوال افلاطون.[٢] شک ندارد که اخلاق آفریدنی است، اما ارزش اخلاقی آفریدنی نیست. کاراخلاقی و ملکات اخلاقی آفریدنی است. اگر ارزش آفریدنی باشد به معنی اعتباردادنی خواهد بود. این یک فکر اگزیستانسیالیستی است.