یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٣ - یادداشت جلسه دوم - تکامل در تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٧٢
محیط طبیعی و محیط اجتماعی و محیط درونی. تولدی انسان از درون خود مییابد. به موجب این تولد، رهایی بیشتر از اینکه محیط طبیعی و اجتماعی سازنده او باشد پیدا میکند. «از محیط طبیعی و اجتماعی آزاد میشود» نه به معنی این است که بینیاز میشود، بلکه از اسارت و محکومیت آنها که شخصیت او را میسازند آزاد میشود، آنچنان که از پول و ثروت نمیشود بینیاز شد ولی میشود آزاد شد.
وابستگیاش فقط به عقیده و ایمان و ایدئولوژی و مقدسات خودش است. (رجوع شود به ورقههای مفهوم تکامل در تاریخ شماره ١٣)
٢. امثال ضرابی میگویند مسئلهای که امروز مطرح است این است که با همه پیشرفت علم و صنعت، انسان طبیعت را تغییر داده ولی نتوانسته خود را تغییر دهد؛ طبیعت انسان بر ستم، شهوت پرستی و حیوانیت است و همان است که بوده است ولی به شکل مدرنتر [١].
امثال خویی جواب میدهند که تقصیر علم و صنعت نیست، تقصیر ایدئولوژیهای حاکم بر انسان است. این ایدئولوژیها که ایدئولوژیهای طبقاتی بر اساس بهره کشی انسان از انسان [است] دیر یا زود در یک لحظه تاریخی جای خود را به یک ایدئولوژی دیگر خواهد داد که در آن ایدئولوژی از این آثار خبری نباشد، ماهیت انسان عوض شود.
جالب است
به اینها باید گفت که این ایدئولوژی یعنی مارکسیسم با اینکه به قول شما از نوع علم است، چگونه قدرت دارد که ماهیت انسان را عوض کند؟ آیا ماهیت انسان چیست؟ آیا ماهیت حیوانی انسان را ایدئولوژی حاکم داده است؟ آیا اوست که انسان را ستم پیشه و خودخواه و منفعت پرست کرده است، تا رفتن او سبب از بین رفتن خودخواهی بشود؟ یا خودپرستی و انحصارطلبی خصیصه طبیعی انسان است. خصیصه طبیعی صرفاً با یک خصیصه طبیعی قابل اصلاح است، یعنی با فطرت که شما به آن قائل نیستید. حداکثر کار
[١] رجوع شود به ورقه یادداشت مفهوم تکامل در تاریخ- جلسه اول، شماره ٣.