یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٧٢ - یادداشت جلسه دوم - تکامل در تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٧١
نظریه فن و صنعت
و از نظر به اصطلاح ابزارگراها، یعنی پیشرفت علم به معنی قدرت و به معنی فن و صنعت، و پیشرفت در پروازها و پرتابها، رفتن بشر به کرات دیگر و قدرت دخالت بیشتر در طبیعت و غلبه بر زلزلهها، بیماریها ...
نظریه ابزارگرایی
و از نظر مارکسیستها البته باز به معنی تکامل ابزار تولید است که در نتیجه ابزار تولید، نظامی متناسب با خود جبراً ایجاد میکند. این، اساس فکر است. ابزار تولید که تقدم دارد بر انسان و سازنده انسان است، هیچ قولی نداده است که نظامی برقرار کند به سود انسانیت. ولی اتفاقاً لازمه جبری تکامل ماشین، مالکیت جمعی است و مالکیت فردی غیرقابل بقاست. مالکیت فردی که از میان برود، تضادها و طبقات از میان میرود. با رسیدن به جامعه بیطبقه، جامعه انسان به کمال نهایی خود رسیده است.
نظریه اگزیستانسیالیستی
و از نظر اگزیستانسیالیسته تکامل جامعه انسان به این است که انسانها به آزادی خود و خودِ واقعی خود که همان آزادی از هر جبر است واقف شوند و به مسئولیت خود در برابر انسانها واقف شوند، به معنی اینکه ایندو را کشف کنند و بعد به خلق ارزشها بپردازند؛ یعنی به خلق انسانیت بپردازند، اول انسانیت را که واقعیتی عینی نیست خلق کنند به معنی اینکه فرض کنند و اعتبار کنند و سپس به کوشش در راه نجات او و پرستش او بکوشند، نظیر آنچه بت پرست میکند که آنچه خود خلق میکند پرستش میکند.
کمال انسان از نظر مکتب الهی
و از نظر مکتب الهی، انسان دارای واقعیتی طبیعی- الهی، دارای دو نوع کشش، مختار و آزاد، دارای عقل و قوه طرح و دارای اراده و قوه اجرا، و ارزشها همه در او واقعیتهاست و کشف شدنی و علمی و نه فرضی و قراردادی و غیرعلمی. انسان در مسیر تکامل بیشتر، خود را کشف میکند و به واقعیت ماورائی خود نایل میگردد، نیازهای روحی و معنوی بر نیازهای مادی و جسمانی تقدم مییابد، اول میخواهد انسان باشد بعد میخواهد بخورد، بیاشامد، آمیزش جنسی داشته باشد، انسانی میشود وابسته به عقیده و ایمان و وارسته از