یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٠ - تکامل
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٢٩
صورتی که لازمه نظریه داروین همین است.
داروین موضوع جفتگیری را در انتخاب طبیعی مؤثر میداند، در صورتی که لازمه اصلحیت در آنجا اصلح در زور و قدرت است نه اصلح به معنای اکمل و اعلی.
٣١. در ص ٥٠ فرضیهها از نظر لامارک از آن جهت انتقاد میکند که میگوید تلاش موجود زنده در جهتی صورت میگیرد که منجر به ظهور صفات مفید میگردد، و میگوید چون این نظریه جنبه فینالیستی دارد درست نیست و بعد به مثالهایی از مجهولات خود میپردازد و در حقیقت عدم وجود خدا را در میان مجهولات خود جستجو میکند، برعکس آن دسته که خدا را از میان مجهولات خود جستجو میکنند و حال آنکه همان معلومات ما کافی است در عدم امکان تصویر تکامل جز از طریق فینالیسم (برای مثالهای نقض رجوع شود به صفحه ٥١ فرضیهها). ایرادی که بر لامارک وارد است بحث نکردن از قوه حیاتی تطبیق است و کافی دانستن استعمال، و ایراد ص ٥٢ فرضیهها بر او وارد است نه ایراد اینکه چرا قائل به اصل غائیت شده، و بعلاوه همه اعضا و جوارح را که نمیشود با تلاش که در حرکات ارادی است توجیه نمود. و اما در نظریه داروین تنازع بقا و تغییرات تصادفی و عدد بینهایت حیوانها جانشین جنبه غائی نظریه لامارک است که جداگانه از آن بحث میکنیم.
٣٢. بر نظریه لامارک مجموعاً سه ایراد کرده است (فرضیهها):
یکی جنبه فینالیستی آن که به نظر ما جنبه فینالیستی آن حتی ناقص است، و دیگر کافی نبودن محیط و کار برای توجیه، و سوم وراثت صفات اکتسابی.
٣٣. بر نظریه داروین نیز ایراد عدم انتقال صفات اکتسابی وارد است و بنابراین اختلافات جزئی فردی تدریجاً نمیتواند متراکم شود، گذشته از آنچه قبلًا گفتیم که بر فرضِ انتقال و تراکم نیز کافی برای تکامل که مبنی بر به وجود آوردن است نیست.
٣٤. در ص ٦٤ فرضیهها از نظریه داروین نیز به عنوان یک نظریه