یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٠ - یادداشت بردگی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٣٠٩
دولت به رضا و رغبت بر پا کرده است و دیگر هیچ اراده و حکمی بر او فرمان ندهد مگر آنچه هیئت قانونگذار کشور بنا بر وکالتی که از جانب او دارد تصویب کرده باشد.
آزادی چنان نیست که سر رابرت فیلمر معتقد است آنجا که میگوید: «آزادی برای هرکس آن است که چنان که بخواهد بکند و چنان که بخواهد بزید و هیچ قانونی او را مقید نسازد.»
... این آزادی از قدرت مطلق خودسر چنان ضروری است و چنان با احساس هستی ما مربوط است که اگر آن را از دست بدهیم بقا و هستی خود را از دست دادهایم، زیرا حق بقای آدمی با خود او نیست که بتواند با پیمان بستن و با رضا و رغبت در قید بندگی درآید و خود را در اختیار صاحب قدرت مطلق بگذارد تا او هر وقت هوس کند حیات او را از او بستاند. هیچ کس نمیتواند به دیگری اختیاری دهد بیش از آنچه خود دارد، و چون آدمی حق ندارد هر وقت بخواهد به حیات خود پایان دهد، نیز حق نخواهد داشت که حیات خود را در اختیار دیگری بگذارد ...
٢٠. دو مطلب است: یکی صحبت از اصل بردگی است. ممکن است گفته شود اصل بردگی، بر خلاف نوکری و کلفتی و کارگری برای کارفرما و مزدوری، چون مبتنی بر مملوکیت انسان و خرید و فروش شدن او نظیر اشیاء است ظلم است به هر نحوی با بنده رفتار شود و برای هر منظوری باشد.
مطلب دیگر این است که اصل بردگی مهم نیست، زیرا اعتباری بیش نیست، عمده رژیم بردگی است. ممکن است رژیمی رژیم بردگی باشد ولی هدف بردگی مقدس است، به نفع خود برده و جامعه بشریت است و بعلاوه رفتار با برده رفتار صحیحی است که آن برده آن بردگی را بر آزادی ترجیح میدهد، در حقیقت برده با نام بردگی عملًا آزادیهای فراوانی دارد.