یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٤ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٧٣
٩٩. عطف به نمره ٩١، آنها که خود را هادی و راهبر قوم میدانند (همانطور که راننده راهبر اتومبیل است و او را رهبری میکند) باید بدانند که در یک جا باید تحریک کرد و به سرعت آورد، آنجا که در میان اقوام عالَم یک رقابت و مسابقه بیحدی در امور علمی و فنی و اقتصادی وجود دارد، و این صرفاً یک امر تشریفاتی و مفاخرهای نیست که هرکس اقتصاد یا صنعت یا نظم اجتماعی را برد مدال افتخار را به سینه او میچسبانند، بلکه یک امر حیاتی است، مردمی که عقب ماندند مضمحل و نابود و متلاشی میشوند.
١٠٠. عمل اجتماعی: یادم هست که یک وقتی یکی از آقایان بازاریها میگفت که قضیهای در چندین سال قبل اتفاق افتاده بود که عدهای از متدینین را برانگیخت بروند به حضور مرجع تقلید آن وقت. این عده قبلًا فکرهای خود را کردند که در آنجا چه بگویند و چطور وارد سخن و خارج از سخن بشوند که معظم له را وادار به تصمیم کنند. میگفت ما حرفهای خودمان را ترتیب دادیم و نقشههای خودمان را کشیدیم ولی وقتی که رفتیم همین که شروع کردیم، ایشان با یک کلمه دهان همه را بستند که نتوانستیم حرفی بزنیم و بدون اخذ نتیجه برگشتیم و آن این بود: ایشان گفتند آیا شما آمدهاید دستور بگیرید یا آمدهاید دستور بدهید؟ ما در مقابل این سخن جوابی نداشتیم و برگشتیم.
من چون حاضر الوقعه نبودهام نمیدانم حقیقت موضوع چه بوده و شاید مرجع آن وقت عقیده داشته که اینها مغرض بودهاند، ولی این طرز تفکر در میان ما همه هست که یا باید دستور بدهیم و یا باید دستور بگیریم، هیچ وقت فکر نمیکنیم که شق ثالثی هم هست که تنها شق صحیح همان است و آن اینکه نه دستور بدهیم و نه بگیریم؛ آمر و مأمور، فرمانده و فرمانبری نباشد، همه جا که میدان نظام و صف جنگ نیست، تازه صف جنگ هم شورای عالی نظامی دارد، بلکه بنشینیم شور کنیم و فکر کنیم. آیه قرآن که میگوید امرشان شوری است، حداقل این است که شامل این گونه موارد است.