یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٣ - امر به معروف و نهی از منکر
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٧٢
٩٥. معمولًا فقها از جمله انما یجب علی القوی المطاع اینطور استفاده کردهاند که اگر برای کسی بهطور تصادف قوّت و قدرتی پیدا شد بر او واجب میشود امر به معروف و نهی از منکر و اگر نه، نه، در صورتی که حدیث فقط در مقام این جهت است که بگوید امر به معروف یک امر تعبدی محض و «وظیفه تو دعا گفتن است» نیست، مشت به سندان نباید کوفت، سندان را با آتش باید نرم کرد. باوری نیست که اسلام این اصل را که خودش تا این درجه اهمیت داده و آن را عمود و عماد سایر دستورها خوانده مبنی بر تصادف کرده باشد؛ معنایش این میشود که حفظ دین بهطور تصادف لازم است، تکلیف دین در اقامه دین که در آیه میفرماید: «دین را اقامه کنید و متفرق نشوید» یعنی اگر بهطور تصادف قدرت پیدا شد؛ بلکه باید کاری کرد که قدرت بر امر به معروف به دست بیاید که یک راهش این است دایره احتساب وابسته به دستگاه حکومت و روحانیت هر دو از اشخاص صالح و مصلح به وجود بیاید. ر. ک: نمره ١٠٨
٩٦. رابطه امر به معروف و جهاد و توجیه عمل امام سوم علیه السلام که آیا منطبق است بر اصل جهاد یا بر اصل امر به معروف و نهی از منکر، و همچنین رابطه اصل امر به معروف و اصل حد و مجازات در اسلام
٩٧. از جمله امر به معروفهای زشت، جلوی آزادی افکار را گرفتن و محیط هو و اختناق به وجود آوردن است، با کتب ضلال مبارزه کردن به شکلی که امروز شایع است، و ضمناً باید تاریخچهای از اختناق عقاید به وسیله پاپها و کشیشها و محکمه تفتیش عقاید ذکر شود و اشاره شود به داستانهایی از صحابه ائمه که با ائمه به محاجّه میپرداختند و همچنین داستان ابن ابی العوجاء در مکه با امام ششم علیه السلام.
٩٨. باید به مثال شنای در آب اشاره شود و هم گفته شود که همان طوری که «ان حیاة العلم بالنقد و الرد»، همینطور حیات دین به نقد و رد است. تجربه نشان داده که هر وقت حق انتقاد و سؤال از مردم گرفته شده، مردم غرق در خرافات و موهومات شدهاند.