یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٥ - اجتهاد
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢٢٤
فقها معمولًا از این روایت کراهت تمتع به بکر میفهمند مطلقاً و حال آنکه این روایت معلّل به علتی است که حرمت را میفهماند البته در مورد مخصوص، یعنی در موردی که نقصی و عیبی بر دختر شمرده شود. پس مفاد حرمت است نه کراهت، آنهم حرمت در موارد بالخصوص. بعلاوه ازاله بکارت مورد نظر است نه اصل تمتع.
روایت اول تحریم از قبل حاکم است.
اجتهاد
رجوع شود به خلاف شیخ، جلد اول، صفحه ٥١٦، کتاب البیوع، مسئله ٤٠، حکایتی که عبد الوارث بن سعید نقل میکند که یک مسئله را از سه فقیه سؤال کرد و سه جواب شنید و هرکدام به حدیثی استناد کردند.
مسئله این است: من باع بشرط شیء صح البیع و الشرط معاً ...
قال محمد بن سلیمان الذهلی قال حدثنا عبد الوارث بن سعید قال: دخلت مکة فوجدت بها ثلثة فقهاء کوفیین احدهم (کذا) ابوحنیفة و ابن ابی لیلی و ابن شبرمة فصرت الی ابی حنیفة فقلت: ما تقول فی من باع شیئاً و شرط شرطاً؟ فقال: البیع فاسد و الشرط فاسد. فأتیت ابن ابی لیلی فقلت: ما تقول فی رجل باع شیئاً و شرط شرطاً؟ فقال: البیع جایز و الشرط باطل. فأتیت ابن شبرمة فقلت: ما تقول فی من باع شیئاً و شرط شیئاً؟ فقال:
البیع جایز و الشرط جایز. قال: فرجعت الی ابی حنیفة فقلت:
ان صاحبیک خالفاک فی البیع. فقال: لست ادری ما قالا، حدثنی عمرو بن شعیب عن ابیه عن جده ان النبی صلی الله علیه و آله نهی عن بیع و شرط. ثم أتیت ابن ابی لیلی فقلت: ان صاحبیک خالفاک فی البیع. فقال: لا ادری ما قالا، حدثنی هشام بن عروة عن ابیه عن عایشة انها قالت: لما اشتریت بریرة جاریتی شرط علی