یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢ - جمهوری اسلامی - رادیو تلویزیون پاسخ سؤال سوم ( ماهیت انقلاب ایران )
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ٢١
انسان و دو قطبی بودن انسان در ذات و سرشت خود نقش اساسی قائل است و همان دو قطبی بودن است که در نهایت امر به نحوی در دو قطبی شدن جامعه مؤثر است و یک نبرد تکاملی را پیش میآورد.
ثالثاً تأثیر متقابل میان نهادهای اجتماعی هست بدون اولویت مطلق از یک طرف و بدون وابستگی در حدی که جلو رشد مستقل را بگیرد؛ یعنی ممکن است جامعهای در عین تأخر از نظر تکنولوژی، مرحلهای بزرگ از تاریخ را از جنبه مذهبی یا اخلاقی یا فلسفی طی کند، و این بستگی دارد به مسائل جغرافیایی، ژنتیکی از یک طرف و به بعد الهی و معنوی تاریخ از طرف دیگر.
ما بینش نوع اول را در کتاب قیام و انقلاب مهدی علیه السلام بینش ابزاری و بینش نوع دوم را بینش فطری نام نهادهایم. طبق این بینش اولًا انسان دارای نوعی روان شناسی مقدم بر جامعه شناسی است. ثانیاً انسان در ذات خود دو قطبی آفریده شده است. ثالثاً انسان دارای اراده آزاد و انتخابگر است و همین آزادی و انتخاب، انسانها را متفاوت از زمین تا آسمان کرده است. رابعاً نهادهای اجتماعی انسان از نوعی استقلال برخوردارند و هیچ کدام تقدم و اولویت مطلق بر دیگری ندارد و گاهی پیشرفت یک نهاد موجب انحطاط دیگری میشود. ما در پاورقیهای جلد پنجم اصول فلسفه آنجا که در آغاز مقاله درباره فطرت خداجویی بحث کردهایم گفتهایم که گاهی سرگرمی به اشباع یک غریزه موجب عقب راندن غریزه دیگر میگردد. علیهذا هیچ دور نیست و عجیب نیست که دنیای پیشرفته علم و تکنولوژی و دنیای برخورداری از چرب و شیرینیها و زینتهای ماده و طبیعت عیناً دنیای انحطاط اخلاقی و سقوط روانی باشد و همان سقوط روانی موجب سقوط کلی گردد. خامساً دو قطبی بودن انسان به علاوه آزاد بودن و در نتیجه متفاوت بودن سطح انسانیت انسانها منجر به دو قطبی شدن جامعه میشود، میان قطبِ به ایمان و عقیده و آرمان و اخلاق رسیده (اهل حق) و قطب منحط حیوان صفت سر در آخور، و قطب به ایمان و عقیده رسیده است که