یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - اسلام و مقتضیات زمان - جبر تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٩٢
احتیاجات اوّلی است. باید ببینیم احتیاجات اولیه بشر چیست؟ و آیا وضع انسان از لحاظ احتیاجات اولیه، وضع ثابتی است یا وضع متغیر؟ در حدود احتیاجات ثابت [١]، معلولها و پدیدههای تاریخی وضع ثابتی دارند و در حدود احتیاجات متغیر، پدیدهها و معلولها وضع ناثابت دارند.
پس مطلب سوم نیز روشن شد و آن اینکه لازمه جبر تاریخ این است که پدیدههای تاریخی پشت سر یکدیگر عوض شوند یا ثابت بمانند.
بعلاوه ممکن است یک تغییر معلول یک وضع ناپایدار باشد و پس از آن وضع پایداری به وجود آید. مثلًا حضرات سوسیالیستها مراحل تاریخ را به دوره شکار و شبانی، کشاورزی، تجارت، صنعت، یا به دورههای اشتراک اولیه، بردگی و فئودالیسم، سرمایه داری، سوسیالیسم تقسیم میکنند و دوره اخیر را خاتمه دورهها محسوب میکنند. پس لازمه جبر تاریخ این نیست که ما برای هیچ چیز ثباتی قائل نشویم، همچنان که لازمه جبر تاریخ این نیست که ما نقش فعال اراده انسان و اختیار انسان را فراموش کنیم و انسان را مخلوق تاریخ بدانیم نه خالق تاریخ.
٦. کلمه جبر تاریخ را گاهی برای این منظور به کار میبرند که به طور کلی دین عصر محدود و دوره خاصی دارد، و گاهی به این منظور به کار میبرند که گیرم اصل دین قابل بقا باشد ولی هیچ دینی با تمام خصوصیات نمیتواند باقی بماند.
ما فعلًا با کسانی صحبت میکنیم که با یک آب و تابی میگویند:
ای آقا! از جبر تاریخ غافلید، از جبر زمان غافلید، از تغییرات جبری زمان غافلید. میخواهیم به آنها بفهمانیم که متأسفانه شما جملهای را به زبان میرانید بدون آنکه مفهوم و معنی واقعی آن را درک کرده
[١] احتیاج به پرستش خدای یگانه، تذکر به قیامت، وعظ، [این که] قانون قاطع راقانون خدایی قرار بدهند و قوانین بشری ضامن اجرایی ندارد مثل سازمان ملل. اینها وضع ثابتی دارند.