یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩١ - اسلام و مقتضیات زمان - جبر تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٩٠
میگوید، مافوق عوامل مادی را در نظر میگیرد و خود را در مقابل عوامل مافوق طبیعی دست بسته مینگرد، اما وقتی که جبر تاریخ میگوید خود را در مقابل عوامل مادی این جهان و زندگی دست بسته میبیند.
٢. جبر تاریخ یعنی اجبار و زوری که از ناحیه عوامل تاریخی پدید میآید. در اینجا سه مطلب است: یکی اینکه عوامل تاریخی چیست؟ دوم اینکه آیا این عوامل دارای نیروی جبری و مجبورکننده هستند و چرخهای تاریخ را که به حرکت میآورند غیرقابل مقاومت میشوند؟ سوم اینکه خاصیت این عوامل جبری چیست؟ آیا خاصیت اینها این است که همه چیز را عوض کنند، اجباری که به وجود میآورند این است که چیزی را به حال خود و یکنواخت نگذارند، یا این عوامل همان طوری که بعضی چیزها را عوض میکنند بعضی چیزها را هم ثابت نگه میدارند؟
٣. اما کلمه «جبر» از نظر فلسفی یعنی ضرورت و اجتناب ناپذیری، حتمیت. اما از نظر عرفی یعنی اجبار یک فردی فرد دیگر را، اکراه و تحمیل بر اراده شخص که البته در اینجا منظور نیست.
جبر فلسفی ناشی از قانون علیت است؛ یعنی دنیا دنیای علت و معلول است، وجود هر معلولی در زمینه وجود علت تامهاش قطعی است، همچنان که وجود پیدا نکردن معلول در زمینه وجود پیدا نکردن علت قطعی است.
جبر بر دو قسم است. یکی جبر طبیعت است. پدیدههای طبیعت از قبیل کوهها، دریاها، گلها، حشرات، انسانها به حکم یک سلسله قوانین قطعی و مسلّم به وجود میآیند و از میان میروند [١]. تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شیء قدیر. الّذی خلق الموت و الحیوة لیبلوکم
[١] در این جهت فرق نمیکند که ما الهی باشیم یا مادی، زیرا به هرحال قوانین این طبیعت- چه قائم به ذات باشند و چه قائم به غیر و ناشی از مشیت مافوقی باشند- آفریده شده و سازمان عالم بر این اساس قرار گرفته است. قرآن همه اینها را ذکر میکند به عنوان اثر و مظهری از مشیة اللَّه.