یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٠ - اسلام و مقتضیات زمان - جبر تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٨٩
صفحه ٣٥، تحت عنوان: «این تغییرات شرایط محیط زیان بخشاند، زیرا بدون شناسایی طبیعت آدمی ایجاد شدهاند».
اسلام و مقتضیات زمان - جبر تاریخ
١. کلمه «جبر تاریخ» اخیراً زیاد به گوش میخورد. بسیاری از مردم در برابر بسیاری از حوادث تسلیم میشوند فقط به عذر اینکه جبر تاریخ است و نمیشود کاری کرد. کلمه «جبر تاریخ» از لحاظ سوء اثر و از لحاظ قدرت تسلیم کردن طرف و بستن زبانها در عصر جدید معادل است با کلمه «قضا و قدر» در گذشته. در گذشته وقتی که بشر میخواست در مقابل حوادث سپر بیندازد و عذری برای تسلیم خود بیاورد میگفت: تقدیر است، قضا و قدر است، چارهای نیست، در کف شیر نر خونخوارهای- غیر تسلیم و رضا کو چارهای؟
رضا به داده بده و ز جبین گره بگشا- که بر من و تو در اختیار نگشاده است، گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه- به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد.
آری در هر زمانی یک کلمه و یا یک جمله [١]، اصل مسلّم شناخته میشود و در سرنوشت مردم مؤثر واقع میشود. این جملهها بر دو قسم است: گاهی هیچ اساس ندارد و گاهی مفهوم صحیحی دارد ولی مردم توجهی به مفهوم صحیح آن ندارند، کلمة حق یراد بها الباطل است و به همین دلیل خطرناکتر است.
کلمه جبر تاریخ و کلمه قضا و قدر از نوع دوم است. همان طوری که مردم به غلط به نام قضا و قدر دست خودشان را در مقابل حوادث میبستند و کورکورانه حوادث را میپذیرفتند، همینطور در مقابل کلمه جبر تاریخ. چیزی که هست وقتی بشر قضا و قدر
[١] از این قبیل است اینکه میگویند: عقربه زمانه به عقب برنمی گردد. این از آن نوعی است که از ریشه دروغ است، زیرا عقربه زمانه به عقب هم برمیگردد.