یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٤ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٦٣
١٧. نظر به این که مقصود از تغییر زمان تغییراتی است که در جامعه بشری رخ داده و میدهد پس باید اولًا دید که این تغییرات در کدام یک از شئون زندگی رخ داده است، در اخلاق یا روابط اجتماعی یا شرایط اقتصادی و یا چیز دیگر؟ و بعد باید دید عامل این تغییرات چیست؟ گاهی این تغییرات را یک هوس تجددطلبی و خودنمایی یک فرد مدساز و حس تقلید مردم ساده لوح ایجاد میکند، و گاهی منشأش احساسات جاه طلبانه افراد قدرتمند و زورمند است، و البته گاهی شکفتن استعدادها و قدرتهای علمی و صنعتی و هنری بشر است- رجوع به نمره ٣٤
اخلاق ثابت
١٨. از جمله چیزهایی که انسان باید خود را با زمان تطبیق دهد کسب هنرها و کمالات عملی است. در یک زمان یک هنر به درد میخورد مثل بافندگی با دست یا معماری عملی و یک روز دیگر هیچ کدام از اینها به کار نمیآید. فرزندان را باید برای آن زمان تربیت کرد. مقصود افلاطون از «لا تؤدبوا اولادکم باخلاقکم لانهم خلقوا لزمان غیر زمانکم» تعلیم علمها و هنرهاست، نه اخلاق مصطلح از قبیل استقامت و عدالت و شجاعت و عفت بطن و فرج و لسان و صبر و زهد و مناعت و قناعت و اراده و همت و امثال اینها. اینها در زمانهای متفاوت یکسانند.
آداب مختلف ملل
و اما اینکه منسوب است به حضرت امیر علیه السلام: بنی اذا کنت فی بلدة- غریباً فعاشر بآدابها مقصود رسوم و آداب است، مثل مراسم عروسی و عزا و مهمانیها همان طوری که میان عرب و ایرانی متفاوت است.
در عرب آتش زدن سیگار با سر قلیان خلاف ادب است، اما در ایران اینطور نیست. در ایران که ولیمه میدهند همه را در آن حضر جمع میکنند و غذا میدهند، اما اعراب دو نفر دونفر غذا میدهند، با «بسم اللَّه» شروع میکنند و با «فی امان اللَّه» مرخصش میکنند. عرب سیگار را پرت میکند. در ایران پول تاکسی و اتوبوس دادن رسم است و ندادن امساک تلقی میشود، اما در فرنگ اینطور نیست. در اینجا مهمان کردن دوستی که از شهر دیگر رسیده و مخصوصاً تعارف