یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٥ - زمان و مقتضیات آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٦٤
کردن رسم است، در آنجاها رسم نیست. غذای عرب را اگر نخوری بدش میآید، اما ایرانی اینطور نیست. در یک جا چیزی را نحس میشمارند و در جای دیگر نه. (البته نباید تابع خرافات مردم بود و باید فکر مردم را عوض کرد، اما تا عوض نشده باید درباره آنها رعایت کرد: لا تسبّوا الذین یدعون من دون اللَّه. نحن معاشر الانبیاء امرنا ان نکلّم الناس علی قدر عقولهم). در یک جا نشسته غذا میخورند و در یک جا ایستاده. اینهاست که انسان میتواند در هر شهری با آداب آن شهر زندگی کند. اینها اموری قراردادی هستند، عرفند، بود و نبودش اهمیتی ندارد. راحتتر این است که انسان تابع عرف و عادت باشد.
اینها غیر از اخلاق و ملکات انسانی است که انسانیت انسان به آنها بستگی دارد و تابع عرف و عادت نیست.
١٩. تشبیه اجتماع به جنین که در حال رشد و آماده تولد است ولی باید مراقب بود.
٢٠. طبیعت تاریخ در عین اینکه در اختیار کسی نیست، منظم حرکت میکند و افراد را میآورد و میبرد. از این جهت افراد مانند سلولهای یک بدن هستند و نظاماتی معین آنها را میآورد و میبرد.
٢١. هر موجودی مداری دارد و نباید از مدار خود خارج شود و به مدار موجودی دیگر وارد شود. اخلاق و انسانیت و دین، مدار انسان است. انسان نباید به واسطه طرد دین و اخلاق و پیروی از تنازع بقا به مدار حیوانات وارد شود که در نتیجه، فنا و اضمحلال است.
٢٢. انسان قابل تربیت است، یعنی شکل پذیر است مانند همه اجسام. اما باید دانست که جمادات در شکل تابع عوامل محیط، و گازها و مایعها تابع ظرف خود هستند، اما اجسام نباتات و حیوانات اینطور نیستند. روحیه و خُلق انسان نیز نباید صد درصد تابع محیط خود باشد (دفتر ٨٩، ص ٢٥٩). الهامات فطری دلیل بر ثبات روحی و قواعد کلی روح آدمی است.
٢٣. از نظر جبر تاریخ که به معنی تخلف ناپذیری قوانین عالم