یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩ - یادداشت اسلام و مقتضیات زمان
یادداشتهای استاد مطهری، ج ١٠، ص: ١٤٨
التفریع ما کلیات و اصول اسلامی [١] یا احکام اولیه و یا اهمّ را بیان میکنیم، بر شماست که احکام فرعی یا احکام ثانویه و یا مهم را از آن اصول استنباط کنید. اینجا من مهمترین وظیفه مجتهد را بیان میکنم که دو چیز است. یکی اینکه مجتهد باید روح حکم را از پوسته و جامهای که بر آن پوشیده شده است تمیز بدهد و بداند جامه و پوسته ممکن است عوض شود ولی اصل روح باید باقی و محفوظ بماند.
اقبال میگوید: نیروی محرک در بنای اسلام اجتهاد است.
مثال احکام اوّلی و اصلی و ثانوی و فرعی
مثال خضاب نکردن مولی، مثال سبق و رمایه، خرید و فروش خون، لباس و ولاء بیگانه و به عبارت دیگر حفظ شخصیت و روح اسلامی مردم، تعظیم شعایر دینی به هر شکل و وضعی [٢] که مقتضی باشد، زیرا به هرحال باید افکار مردم را متوجه عظمت دین کرد ولو به شکل ساختمان مساجد و بناهای عالی باشد که در هر زمانی متفاوت است.
دو وظیفه مهم مجتهد: هدف و وسیله، احکام اصلی و فرعی
دو چیز همواره تغییر میکند: یکی در دین و یکی در زندگی.
آنچه در زندگی تغییر میکند وسیله است نه راه و نه هدف بشریت. و آنچه در دین تغییر میکند جامههای احکام و یا احکام ثانویه است و نه احکام اولیه و روح احکام. برای اجتهاد دو شرط لازم است: یکی شناختن هدف بشریت و راه بشریت و فرق آن با وسیله، دیگر تشخیص احکام اولیه از احکام ثانویه.
اهمّ و مهم و مثال برای آن
مجتهد وظیفه دومی هم دارد و آن تشخیص اهمّ و مهم است.
مثال تشریح ابدان اموات و مثال شمشیر زدن به قرآن در جنگ صفین و مثال تترّس به کفار. از این تترّسها زیاد دیده میشود. (اما تترّس به عورت مطلب دیگری است). مثال نماز و ادای دین، مثال زمین غصب و نجات غریق.
[١] احکام اصلی و اوّلی را میتوان زیربنا و احکام ثانویه به این اصطلاح را روبناخواند. ولی به عقیده ما روبنا متحرک است و زیربنا ثابت.[٢] از آن جمله است اسم گذاری.