روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٩٦ - باب دوم در جفاى قريش و ساير كفّار با حضرت سيد ابرار عليه صلوات اللّه
مباشرت و مصابرت را موجب اصلى به وادى جور و جفا را به اقدام صبر پيمودن منهج زوايد، فوايد ثواب است و در وادى بلايا و رزايا ثبات قدم ورزيدن مثمر عوايد اقتراب به درگاه ربّ الأرباب و للّه فى ضمن البلايا، لطائف.
به زير غصه نهان ذوقها و شاديهاست
بسى مراد كه در زير نامراديهاست
ابن عبّاس «رضى اللّه عنه» آورده كه: قريش اتفاق كردند بر آنكه اين بار كه محمد را ببينيم او را زنده نگذاريم و به هيچ وجه دست از وى نداريم فاطمه را خبر شد به خدمت پدر آمد و قطرات عبرات بر صفحات و جنّات روان كرد.
بر چهرۀ خويش اشك گلگون مىريخت
خون جگرش ز ديده بيرون مىريخت
آن حضرت كه فاطمه را گريان ديد فرمود ما يبكيك؟ اى جان پدر تو را چه چيز به گريه آورده است و موجب گريستن چه چيز شده است؟ فاطمه گفت يا أبتاه اى پدر بزرگوار انّ القوم عزموا على أن يقتلوك به درستى كه قوم عزم جزم كرده است بر كشتن تو و هر كس نصيبى از خون تو با خود تخمير كرده حضرت فرمود كه باك مدار قدرى آب بياور تا پدرت سلاح الوضوء سلاح المؤمن درپوشد و زرۀ عصمت نماز در بر افكند پس وضوى تمام بساخت و قدم در مسجد الحرام نهاد آن گروه از هيبت او چشم نگشادند بلكه از مهابت او ديده بر هم نهادند خواجه عالم (صلى اللّه عليه و آله و سلم) قبضهاى سنگريزه برگرفت و در روى ايشان انداخت و فرمود «شاهت الوجوه يعنى زشت باد روهاى شما بر هيچ كس از آن سنگريزهها نيامد الا در روز بدر كشته شد» و همچنان در ضلالت به نار اللّه الموقده رفت و در روز الغاشيه ابو جهل و عتبه و شيبه و ابى اميه و عماره را دعاى بد كرد و هر كه را در آن دعا نام برد كشته شدند و در روز بدر بر دست انصار دين هلاك گشتند و قصّه محاربان كربلا همچنين بود كه از آن بيست و دو هزار كوفى و شامى كه با حسين و اصحاب او حرب كردند هيچ كس نبود كه در آن سال به بلائى مبتلا و به عقوبتى گرفتار نگشت و چون سال به سر آمد و روز عاشورا در آمد از آن لشكر گران يك كس زنده نمانده بود چه آنها كه مقاتله نمود و چه آنها كه سياهى لشكر بودند و چگونه چنين نباشد كه حسين نور ديدۀ مصطفى و فرزند پسنديده مرتضى