روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٣١ - باب ششم در بيان فضايل و حالات امام حسن (ع) از ولادت تا شهادت
مشهور بود، مروان گفت با تو رازى در ميان خواهم نهاد و اگر سرّ مرا نگاهدارى و راز مرا آشكار نكنى، هزار دينارت بدهم و پنجاه دقّ مصرى براى تو بستانم، و اينك به بيعانه صد دينار زر، ايسونيّه چون زر ديد و وعدۀ جامه شنيد سوگندان غلاظ و شداد خورد كه افشاى سرّ مروان نكند. و هر مهمّى كه وى را فرمايد در إتمام آن به جان كوشد، پس مروان گفت: مىخواهم كه دل اسماء را از امام حسن بگردانى و گوئى كه آوازۀ حسن و جمال و طنطنه غنج و دلال تو به شام رسيده است و يزيد كه پسر حاكم شام است بر تو عاشق گشته، و از غم تو نزديك به هلاكت رسيده.
ناديده تو را كسى كه نام تو شنيد
دل نامزد تو كرد و مهر تو گزيد
با نقد غمت صبر و خرد را به فروخت
جان و دل خود بداد و مهر تو خريد
پس او را بگوى، كه اگر زن يزيد شوى عراق و شام در تحت تصرف تو درآيد و ملكۀ عالم باشى، اگر بينى كه اسماء سر بدين كار در مىآورد مرا خبر ده تا در اين باب فكرى كنم. ايسونيه گفت منّت دارم، پس از آنجا بيرون آمده روى به خانۀ امام نهاد و از قضا امام حسن با برادران به منزل عقيق رفته بودند و جعده تنها در خانه نشسته بود، ايسونيّه درآمد و از هر جا سخنى در ميان آورد و از آنجا كه مكر زنان و تدبيرات فريبنده ايشان بود، سخن را به سر حدّ مطلوب كشيد كه گفتهاند:
زنان ز افسون و از افسانۀ خويش
فرو ريزند نوش صاف از نيش
گه مردم فريبى از دم گرم
همىسازند سنگ خاره از نرم
ز نيرنگ سخن صد رنگ سازند
به يك داد و دغل صد نقش بازند
وفادارى مجوى از خوى ايشان
وفا را نيست ره در كوى ايشان
يكى از اكابر علما فرموده كه مكر شيطان رجيم در كتاب كريم، به صفت ضعيف مذكور است كه «إِنَّ كَيْدَ اَلشَّيْطٰانِ كٰانَ ضَعِيفاً» [١]و كيد زنان بىدين در كلام مبين به سمت عظمت مسطور كه «إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ» . [٢]
[١] -سوره نسأ، آيه:٧٨.