روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٧٧ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
نان پزد و مقدارى گل تر مىساخت تا سر فرزندان بشويد و ساز شستن جامۀ اولاد امجاد بزرگوار عالىمقدار خود مىكرد على عليه السلام از آن حال متعجّب شده از روى تحيّر گفت: اى مخدومۀ دو جهان! و اى معصومه آخر الزمان و اى دو حبّه دو يحيى و اى مريم دو عيسى و اى بلقيس حجرۀ تقديس و جلال و اى آسيه عالم تكميل و كمال، اى زهراى مرضيّه و اى حوراى انسيّهاى، مادر دو مظلوم و اى دختر يك معصوم اى عروس كم جهاز و اى خاتون حجله اعزاز و اى سيّارۀ راه قبول و اى ستارۀ جلوهگاه رسول! و اى بضعۀ احمد و اى بضاعت محمد (صلى اللّه عليه و آله) .
يا زهرة الزهراء فى افق العلى
و الدّرة البيضاء فى صدف النّهى
اى تو درّ درج نبوّت گوهر عالمفروز
وى تو در برج ولايت، زهرۀ روشن جبين
اى به رفعت مريم ثانى، كه مهد عفّتت
از ترفّع جاى دارد بر سر چرخ برين
اى نهال روضۀ عصمت كه هست از روى قدر
سايۀ جاهت پناه قاصرات الطّرف عين
ريشهاى از معجر عصمت شعارت آمده
حوريان گلشن فردوس را حبل المتين
اى چراغ اهل بيت مصطفى اى فاطمه
مادر سبطين و نور چشم خير المرسلين
در اين مدّت هرگز از تو مشاهده نكردهام كه در يك روز دو كار دنيا پيش گرفته باشى امروز مىبينم كه به سه كار اشتغال مىنمائى در اين چه حكمتست؟
فاطمه كه اين سخن استماع نمود قطرات عبرات از ديده به باريد و گفت اى تاجدار سورۀ هل اتى و اى شهسوار عرصۀ لا فتى و اى خطيب منبر «سلونى» و اى وارث مرتبه هارونى و اى طراز حلّه صفا، و اى رازدار شير بيشه شريعت و اى كشتى لجّه حقيقت اى