روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٦٧ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
آزادند و اين از بركت فاطمه و ميمنت علىّ مرتضاست.
دوستانرا رسد برات نجات
دشمنان خوار مانده در دركات
دوست شو تا به موجب دلخواه
فيض يابى زوال من والاه
بگذر از دشمنى كه تا ناگاه
نخورى زخم عاد من عاداه
پس جبرئيل فرمود كه حقتعالى مىفرمايد: كه تزويج كن تو هم فاطمه را در زمين به على چنانچه در آسمان تزويج واقع شده پس سيّد عالم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فاطمه را به على داد و امّ سلمه را گفت كه دختر مرا به خانۀ على بر و بدو بسپار و و با او بگوى تا تعجيل نكند تا من بيايم و ايشان را با يكديگر ببينم و چون نماز خفتن بگذارد كوزهاى آب برداشت و نزد ايشان آمد و آب دهن مبارك در آنجا انداخت و معوّذتين و ديگر ادعيه بر آن خواند آنگاه فرمود يا على از اين آب بياشاميد و وضو سازيد و روايتى آنكه مقدارى از آن آب بر سر فاطمه و ميان هر دو پستان او پاشيد و گفت اللّهم إِنِّي أُعِيذُهٰا بِكَ وَ ذُرِّيَّتَهٰا مِنَ اَلشَّيْطٰانِ اَلرَّجِيمِ [١]بار خدايا به پناه تو در مىآورم او را و فرزندان او را از شرّ ديو رانده يعنى شيطان آنگاه مقدارى ديگر از آن آب بر سر على و ميان هر دو شانه وى پاشيد و همان دعا گفت دربارۀ وى آنگاه فرمود: اللّهم إنّهما منّى بار خدايا اين هر دو از منند و أنا منهما و من از ايشانم اللّهم اى بار خدايا كما اذهبت عنّى الرجس همچنانكه از من رجس را ببردى و طهّرتنى و مرا پاك و پاكيزه گردانيدى فطهّرهما پس ايشان هر دو را پاك ساز آنگاه فرمود برخيزيد و به جاى خواب خود رويد كه خداى تعالى ميان شما الفت دهد و در نسل شما بركت دهد و خود برخاست تا از خانه بيرون رود فاطمه در گريه افتاد حضرت (صلى اللّه عليه و آله) فرمود كه اى دختر من! چه چيز تو را در گريه مىآورد و به تحقيق من تو را به كسى دادم كه اسلام وى از همه پيش و حلم و خلق وى از همه بيش، و خلق وى از همه بهتر و عرفان وى به خداوند تعالى از همه، زيادتر است. و روايتى آنست كه چون حضرت رسول بكاى فاطمه را مشاهده فرمود به طريق تلطف
[١] -سوره آل عمران، آيه:٣٦.