روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٩٥ - باب پنجم در بعضى از اخبار و حالات على (ع) از ولادت تا هنگام شهادت
و چنانچه حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله) او را دوست مىداشت حق سبحانه و تعالى نيز او را دوست داشته چنانچه در غزوۀ خيبر منقولست كه حضرت رسول (صلى اللّه عليه و آله) فرمود: كه من فردا اين رايت بدست كسى دهم كه «يحبّ اللّه و رسوله و يحبّه اللّه و رسوله» دوست دارد خدا و رسول را و دوست دارد او را خدا و رسول او. و مرتبۀ قرب حضرت امير المؤمنين على (عليه السلام) بر درگاه إلهى جلّت عظمته و علت كلمته از اين حديث معلوم توان كرد كه در روضة الأحباب از جابر بن عبد اللّه انصارى (رضى اللّه عنه) روايت كرده كه رسول (صلى اللّه عليه و آله) در حين محاصرۀ طائف، على بن ابى طالب را به طلبيد و با او به طريق راز در خفيه سخنان گفت، و زمان نجواى آن حضرت با على امتداد يافت مردمان گفتند عجب راز دور و دراز با پسر عمّ خويش گفت، رسول (صلى اللّه عليه و آله) فرمود: كه «ما انتجيته و لكن اللّه انتجاه» . يعنى من به خود با وى راز نمىگفتم اللّه تعالى با وى نجوى مىنمود، و اين حديث در صحيح نسائى مذكور است و ترمذى نيز آورده و ذكر كرده كه خداى تعالى با وى نجوى مىفرمود يعنى امر كرده بود مرا كه با وى راز گويم و محرميّت راز الهى نشانه قرب حضرت پادشاهى است.
محرم او بوده كعبۀ جان را
محرم او گشته سر يزدان را
كاتب نقشنامۀ تنزيل
خازن گنج نامۀ تأويل
هم نبى را وصىّ و هم داماد
جان پيغمبر از جمالش شاد
امّا صفات حميده و سمات پسنديدۀ آن حضرت از قياس فهم، أفزون و از حيّز إدراك و هم بيرون است و شمّهاى از حقيقت حال و حال حقيقتش بر ضماير صافيۀ عقلا و خواطر زاكيۀ عرفا و فضلا لايح و پيدا و واضح و هويدا است.
در شرح حسن او چه تصرّف كند كسى
مرآت آفتاب چه محتاج صيقلى است
فضايل ذات ساطعة اللّوامع و مفاخر صفات لازمة السّواطع آن حضرت در همه أفكار و أذهان كضوء النّهار و نور الأنوار قرار يافته پس ايراد و اثبات آن از مقولۀ تحصيل حاصل مىنمايد. و الشّمس تكبر عن حلّ و عن حلل. بيت:
قدم نهاد قلم تا به قدر شرح كند
ز وصف صورت مدحش نكات معنى را
خرد گرفت عنانش كزين سخن بگذر
به ماهتاب چه حاجت شب تجلّى را