روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٩ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
كه دعوى دوستى حق كند و به دست ارادت حلقه در محبّت زند يا هر كه حق تعالى او را خلعت محبوبيّت پوشاند يا جرعه مقبوليّت نوشاند باران بلا از ابر محنت و عنا پياپى بر فوق او ريزند و شادى و بهجت و آسايش و راحت به تمامى از وى گريزان شود البلاء للولاء كاللهب للذهب ترجمه اين كلام در مثنوى بر اين منوال آورده.
دوستى چون زر بلا چون آتش است
زرّ خالص در دل آتش خوش است
و از فحواى كلمات سابقه چنان به حيطه فهم در مىآيد كه بلا متوجّه أهل ولاست و محنت متعلّق به ارباب محبّت هر جائى كه بناى محبت نهادهاند درى از محنت در وى گشادهاند و در هر ميدان كه لواى ولا بر افراختهاند فوج بلا را ملازم او ساختهاند و هر كه را حق سبحانه و تعالى دوست دارد او را به بلا مبتلا سازد و به محن ممتحن گرداند و مؤيّد اين معنى حديث حضرت رسالت پناه (صلى الله عليه و آله) است آنجا كه فرموده: «إنّ الله إذا أحبّ قوما ابتلاهم» يعنى چون خداوند تعالى قومى را دوست دارد لشكر بلا و اندوه را بر ايشان گمارد. و مقرّر است كه محنت به اندازه محبّت بود و بلا به مقدار ولا نازل شود هر كه در راه محبّت حق از جمله رهروان پيش بود هرآينه مشقّت و بليّت او از همه بيش بود.
هر كه را ذوق محبّت بيشتر
سينهاش از نيش محنت ريشتر
و از حضرت خواجه كاينات سؤال كردند كه: أىّ الناس أشدّ ابتلاء؟ كدام طايفه از آدميان سختترند از روى بلا يعنى بلاى كدام گروه از آدميان سختتر و جانسوزتر است؟ و محنت كدام زمره از اصناف صعبتر و غماندوزتر؟ گفت الأنبياء پيغمبران كه محرم حرم جلالتند. ابتلاى ايشان سختتر از بلاى جمله بشر است و محنتى كه متوجه روزگار ايشان باشد از همه محنتها بيشتر «ثمّ الأمثل فالأمثل» پس از ايشان بلاى جمعى كه مانندهتر باشند بديشان در سلوك سبيل، محبت و وقوف بر سراير معرفت نيز صعب باشد. پس آنها كه أشبه بودند بدين جماعت و بر همين قياس هر كه به درگاه قرب، اقرب بود بلا و عناى او أشدّ و أصعب بود.
هر كه درين بزم مقرّبتر است
جام بلا بيشترش مىدهند
و آنكه ز دلبر نظر خاصّ يافت
داغ عناء بر جگرش مىنهند