روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٥٣ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
أمّ محمد است و لقبش راضيه و مرضيّه ميمونه و زكيّه و بتول و زهرا و وى را فضايل بسيار و مناقب بىشمار است.
در روضة الاحباب آورده كه از عايشه پرسيدند كه از زنان كه دوستتر بود پيش رسول خداى (صلى اللّه عليه و آله) گفت: فاطمه گفتند: از مردان گفت: شوهر وى. و به ثبوت پيوسته كه روزى حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله) در مجمع صحابه فرمود كه زنان را چه بهتر؟ ياران ندانستند كه چه جواب گويند مرتضى على به خانه آمد و آن چه در مجلس گذشته بود با فاطمه بازگفت فاطمه گفت چرا نگفتى كه زنان را آن بهتر است كه مردان را نبينند. پس على عليه السلام به مسجد بازآمد و جواب را به آن سرور به گفت فرمود از كه تعليم گرفتى؟ گفت از فاطمه حضرت فرمود كه «فاطمه بضعة منّى» او پاره ايست از من و به صحت پيوسته كه خداى تعالى خشم گيرد به خشم فاطمه، و خشنود شود به خشنودى او، آيا فاطمه از كشندگان فرزند خود خشمناك خواهد شد يا خشنود؟ آن محالست كه بتول زهرا از قاتلان فرزند خود، خشنود باشد و بىشك بر ايشان غضب خواهد داشت و غضب فاطمه سبب غضب خداوند است پس آن ظالمان ستمكار و آن بدبختان غدّار، به خشم خداى گرفتار خواهند بود و عذرى كه در اين باب گويند كس نخواهد شنود.
قتل أولاد نبى آنگاه عذر
بىشك آن عذريست بدتر از گناه
در اخبار آمده است: كه روزى سيّد انبياء (صلى اللّه عليه و آله) به غزائى رفته بود و مرتضى على عليه السلام را با خود برده و حسين و حسن طفل بودند، حسين از خانه بيرون آمده به خرماستانهاى مدينه افتاده بود و هر طرف مىگشت و درختان را تفرّج مىفرمود ناگه يهودى كه او را صالح بن رفعه مىگفتند آنجا به گذشت و نظرش بر حسين افتاد فى الحال او را به گرفت و به خانۀ خود برد در جائى پنهان ساخت و روز به نماز ديگر رسيد و حسين پيدا نشد دل خاتون قيامت، به جوش آمد و زبان مباركش در خروش. راوى گويد هفتاد بار حضرت سيّدة النساء سلام اللّه عليها به پيش در حجره آمده بود و بازگشته و كسى پيدا نشد كه او را به طلب حسين فرستد آخر روى به حسن