روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١١٥ - باب دوم در جفاى قريش و ساير كفّار با حضرت سيد ابرار عليه صلوات اللّه
اوّل بر حمزه و ديگر جنازۀ هر كه مىآوردند نزد حمزه مىنهادند نماز مىگزارد تا در آن روز هفتاد بار بر حمزه نماز گزارد.»
و نور الائمّه خوارزمى آورده كه: «حمزه شهيد دوم بود از اهل بيت و حسين شهيد آخر از آن خاندان، همانا كه سيد عالم را صلى اللّه عليه و آله خبر كرده بودند كه هفتاد كس را با حسين شهيد كنند و كس نباشد كه بر آن شهيدان بىكس نماز بگزارد و مهتر بشر صلوات اللّه و سلامه عليه هفتاد بار بر جنازۀ حمزه نماز گزارد يكى براى وى و باقى براى شهداى كربلا يعنى تا حق سبحانه ثواب آن نماز را به ارواح شهداء رساند أجر شهادت ايشان و ثواب شهيدان خود از حدّ شمار بيرون است و از جيّز حساب افزون،» در خبر آمده كه چون شهيدى از پاى در افتد حور العين در كنار خود براى سر او بالين آماده كرده باشند.
وقت غزا تيغ زنان غيور
جان كه كنند از تن مردانه دور
نى ز پى جاه زيادت كنند
كز پى اعلاى شهادت كنند
لا جرم آن تيغ كه بر سر خورند
شربتى از چشمه كوثر خورند
راوى گويد: كه پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله) فرمود كه حمزه را همچنان با جامه خونين دفن كردند و از احد بازگشته به مدينه آمدند از اكثر خانهها آواز گريه زنان شنيدند الاّ از خانه حمزه فرمود: «امّا حمزة لا بواكى له هاهنا» حمزه را درين شهر زنانى كه بر وى گريه كند نيست يعنى او غريبست و غريبان را در غربت كسى كه بر ايشان شفقت ورزد و در مصيبت ايشان بگريد كمتر مىباشد حال غريبان عجيب است. هر جا الميست نصيب غريبست گفتهاند دو وقت دو كس را موجب حسرت است اوّل بامداد يتيم را كه از خواب برخيزد و جمال پدر نبيند و نماز شام غريب را كه از هر طرف كه نگرد آشنائى به نظر در نيايد.
نماز شام غريبان چو گريه آغازم
به مويههاى غريبانه، قصّه پردازم
به ياد يار و ديار آنچنان بگريم زار
كه از جهان، ره و رسم سفر براندازم
آوردهاند كه: «يكى از پيغمبران عزرائيل را پرسيد كه اى قابض ارواح چندين داغ