روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٨٥ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
براى پسر خود زين العابدين خريدهام و بدو بخشيده برو و از وى اجازت طلب!
راوى گويد كه در آن روز امام زين العابدين «عليه السلام» بيمار بود و در اندرون خيمه تكيه داشت غلام بيامد و گفت اى مخدومزادۀ من از حضرت پدرت اجازت حرب طلبيدم. فرمود كه تو از آن نور ديدۀ منى، اختيار تو او دارد و حالى روى به آستان عرش آشيان تو آوردهام و اميد مىدارم كه مرا محروم نگردانى و دستور كارزار ارزانى دارى.
امام زين العابدين فرمود كه من تو را در راه خدا آزاد كردم، ديگر تو مىدانى. آن ترك نيكو خصال پاكيزه جمال صادق نيّت، صافىطويّت بگرد خيمهها درآمد و از همۀ اهالى و موالى بحلى طلبيد و گفت مراد من آن است كه فرداى قيامت مرا بازطلبيد. و هر چند در خدمت تقصير كردهام از من فراموش مكنيد. غريو از اهل بيت برآمد و ديگر باره آن سعادتمند به خدمت امام حسين عليه السلام رفته صورت حال به موقف عرض رسانيد و از آن حضرت اجازت طلبيده روى به مصاف نهاد خبر به امام زين العابدين (ع) رسيد كه ترك، غلام به ميدان مىرود فرمود: كه دامن خيمه برگيريد تا من نظارۀ جنگ آن ترك كنم. دامن خيمه برداشتند و شاهزاده نظر مىكرد كه آن ترك با عذارى چون گل شكفته و رخسارى چون ماه دو هفته، در ميان هر دو صف بايستاد و شمشيرى چون شعلۀ برق درخشان و مانند شهاب ثاقب شيطانسوز آتش افشان در روى آن سپاه رو سياه بجنبانيده مبارز طلبيد. گاهى به عربى رجزى مىخواند و گاهى به لغت تركى كلامى بر زبان مىراند. و ترجمۀ بعضى از رجزهاى او كه ابو المفاخر به نظم آورده اين است.
اى حسين اى گهر روحانى
نسخۀ مكرمت سبحانى
منم آن ترك كه سلطان باشم
گر توأم هندوى حضرت خوانى
تيغ در دست من از معجز تو
بر سر خصم كند ثعبانى
چه شود گر تو به روى خوش خويش
سرخ روى أبدم گردانى
روى بر روى من غمگين نه
چون كنم ترك سراى فانى
مبارز مىآمد و بر دست او كشته مىشد. تا بسيارى از مخالف به قتل رسانيد و آخر تشنگى بر او غالب شده بازگرديد و ديگر باره به در خيمۀ حضرت امام زين العابدين آمد