روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٩٠ - باب دوم در جفاى قريش و ساير كفّار با حضرت سيد ابرار عليه صلوات اللّه
حضرت ما شود محرم خلوتخانه اسرار كبريا شود و چون از ساغر محنتش جرعهاى دهيم فى الحال نام ولايت بر او نهيم» .
ما بلا بر كسى عطا نكنيم
تا كه نامش ز اولياء نكنيم
اين بلا گوهر خزانۀ ماست
ما به هر كس گهر عطا نكنيم
پس به بايد دانست كه محنت از اين روى، محض راحت است و نكبت به دين وجه، عين دولت. مولانا در مثنوى فرموده:
رنج گنج آمد كه راحتها در اوست
مغز تازه شد چو به خراشيد پوست
ظاهرا كار تو ويران مىكند
ليك خارى را گلستان مىكند
پس رياضت را به جان شو مشترى
بر بلاها دل بنه تا جان برى
در بعضى از كتب سماوى آمده كه اى آدمى چون راه بلا بر تو گشاده شود و اسباب رنج و محنت براى تو آماده گردد فقرّ عينا پس روشن ساز چشم خود را و شادمان شو كه آن طريق انبياست كه به تو مىنمايند و ابواب فتوح أولياست كه براى تو مىگشايند و چون محقّق شد كه سلوك سبيل بلا صفت انبيا و حرفت اولياست و هر چند بلا بزرگتر است عطا بيشتر است از اين نكته تحقيق بايد كرد كه از جمله أنبيا هيچ نبى آن مقدار جفا نكشيد كه حضرت مصطفى كشيد و از زمره أصفيا هيچ صفى را آن محنت و بلا نرسيد كه پيغمبر ما را رسيد اگر خرقه مىپوشيد بر آن بخيه قهرى بود و اگر جرعه مىنوشيد در آن تعبيه زهرى، زبان حال آن حضرت به اشارت ما أوذي نبىّ مثل ما اوذيت ندا مىكرد.
كانچه ما ديديم از جور و جفا هر كس نديد
و آنچه ما خورديم از زهر و بلاها كس نخورد
آن نه بلا بود كه زكريّا را به أرّه به دو پاره بريدند و آن نه محنت بود كه يحيى را به تيغ سر برداشتند بلا و محنت اين است كه بر ما ريختند ما را بر اهل آسمان و زمين مقدّم ساخته زمام مهمّات ايشان به دست اهتمام ما بازدادند معصيت أمّت را بر دامن شفاعت