روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٨٩ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
شربت شهادت چشيده از اين جهان فانى رحلت فرموده بودند و از مردان غير از امام حسين و امام زين العابدين «عليه السلام» نوزده تن باقى مانده شانزده تن از خويشان و برادران و فرزندان و دو تن از ياران و يك نفر از غلامان. چنانچه به تفصيل رقمزدۀ كلك بيان خواهد گشت.
چو نوبت به آل پيغمبر رسيد
جهان جامۀ صبر درهم دريد
زمين شد پر ز فتنه و ولوله
فلك گشت پرشور و پرغلغله
زبان روزگار در آن واقعه به زارى زار مىگفت:
چيست يا رب كاتشى در عرصۀ عالم زدند
فتنهاى انگيختند و عالمى بر هم زدند
و فلك دوّار به لسان اضطرار اين سخن به گوش جهانيان مىرساند.
ناشده روز قيامت اهل عالم را چه شد؟
نادميده صور فرزندان آدم را چه شد؟
چون امام «عليه السلام» ديد كه از ياران و هواداران كسى نماند سوز حسرت بر دل آن حضرت غالب گشته، آهى شغبناك بر كشيد و اهل بيت دانستند كه ملال آن حضرت براى ايشانست. همه متّفق الكلمه گفتند: اى نور ديدۀ صدر مسند رسالت، و اى سرور سينۀ شاه عرصۀ ولايت، هيچ انديشه به خود راه مده، و داغ ملال سينه بىكينه منه. كه ما زندگى خود بعد از تو نمىخواهيم خواهش ما آن است كه امروز در قدم تو سربازيم، تا فردا در ميان اهل محشر سربرافرازيم. سوختۀ داغ شوق مودّت توئيم ما را از شعلۀ بلا چه بيم، و غرقۀ درياى محبّت توئيم ما را از سيل هلاك چه باك؟ اگر خانۀ تن به طوفان محن ويران گردد چون منزل دل به سعى معمار عنايت تو معمور است چه انديشه؟
ما كه داديم دل و ديدۀ به طوفان بلا
گو بيا سيل غم، و خانه ز بنياد ببر
امام حسين «عليه السلام» بگريست و دعاى خير در شأن ايشان به تقديم رسانيد
٤٩. ذكر شهادت عبد اللّه بن مسلم بن عقيل
پس اوّل كسى كه از اقربى قريبۀ امام پيش آمد عبد اللّه بن مسلم بن عقيل بود. گفت: يا بن رسول اللّه! مرا دستورى ده، تا مركب همّت به عرصۀ آخرت رانم. و سلام شما به