روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٤٩٤ - باب دهم در وقايعى كه به اهل بيت عصمت (ع) بعد از واقعۀ كربلا پيش آمده است
در شواهد آورده كه به صحّت رسيده است كه هيچ كس از قاتلان امام حسين عليه السلام و اصحاب وى نماند كه پيش از مرگ فضيحت نشد و مبتلى نگشت به قتل يا به بلاى ديگر.
در كنز الغرائب آورده كه: بعد از شهادت امام، جابر بن يزيد أزدى عمّامه معزّز وى را برداشته بر سر نهاد فى الحال ديوانه شد و دماغ وى به مرتبهاى مخبّط گشت كه به سلاسل مقيّدش، ساختند و در آن قيد فوت شد، و به زنجير «سلسلة ذرعها سبعون ذراعا» مسلسل گشت و جعونه خضرمى قميص مطهّرش از تن پاكيزه بكشيد و بپوشيد أبرص شد و در آن كرتۀ پاك صد و هفده سوراخ شمردند كه آثار زخمها و جراحتها بود، و گفتهاند قميص آن حضرت را عبد الرّحمن حصين بپوشيد و مبروص گشت و موى سر و محاسن او فرو ريخت و عبرت عالميان گشت. اسود بن حنظله شمشير آن حضرت را برگرفت، علّت جذام بر وى پديد آمد و خوره در همه اعضاى وى افتاده سقط گشت. مالك بن يسار جوشن امام را برگرفت، از عقل بيفتاده ياوهگوى شد، و مردم با وى هزل و سخريّت مىكردند و سنگ بر وى مىزدند. عاقبت كسى، بازى بازى، سنگى بر سر وى زد و بدان ضربت مغزش پريشان شد.
و در شواهد آورده كه شمر ذى الجوشن «لعنة اللّه عليه» مقدارى زر سرخ در ميان بارهاى امام حسين «عليه السلام» يافته بود و بعضى از آن به دختر خود بخشيده، دختر، آن را برزگرى داد تا از براى وى زيورى سازد چون زرگر آن زر را به آتش برد هبأ و ناچيز شد چون شمر آن را شنيد زرگر را طلبيد و باقى زر را به او داده گفت: در حضور من در آتش نه، چون زرگر آن را در آتش نهاد آن نيز ناچيز شد و مىآرند كه شترى چند كه از شاهزاده مانده بود آن بدبختان، آن را بكشتند و بپختند چنان تلخ بود كه هيچكس از آن لقمهاى نتوانست خورد، و قصّه عقوبات قاتلان امام حسين «عليه السلام» در دنيا و قتل ايشان به انواع خوارى و مشقّت بسيار بر دست ابراهيم بن مالك اشتر و مختار و غير ايشان از دوستداران اهل بيت سيّد اخيار در كتب و نسخ بىحدّ و شمار مسطور و مذكور است و اَللّٰهَ عَلِيمٌ بِذٰاتِ اَلصُّدُورِ . [١]امام يافعى «رحمه اللّه» در كتاب
[١] -سوره مائده آيه ٧.