روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٠٧ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
مصيبت اندوهناك باشد مقرّر است كه با حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله موافقت نموده و از اينجا گفتهاند كه ارواح انبيا «على نبيّنا و عليهم السلام» به جهت موافقت با آن حضرت همه در واقعۀ حسين «ع» محزون و مغموم گشتهاند.
آدم در اين عزا به غم و غصه مبتلاست
كشتى، نوح غرقۀ طوفان ابتلاست
هان اى خليل آتش نمرود ديدهاى؟
اين شعله بين كه در جگر شاه اولياءست
رنگين چراست پيرهن موسوى ز نيل
و ز دست غصّه جبّه عيسى چرا قباست
گويا براى ماتم سلطان دين حسين
چندين خروش و ولوله در خيل أنبياست
اينها غم از براى دل مصطفى خورند
آن خود چه حسرتست كه در جان مصطفى است
گر مرتضى بگريد ازين غصّه درخورست
ور فاطمه بنالد از اين حالها، رواست
سوزش نه بر زمين بود و بس كه بر سپهر
در هر كه بنگرى به همين داغ، مبتلاست
و اين حكايت امّ الفضل در كتاب مطالب السئول فى مناقب آل الرسول از كمال الدين ابن طلحه منقولست، و در شواهد از ام الحارث نقل كرده و اللّه اعلم. سوّم خبر شهادت حسين عليه السلام در سه سالگى واقع شده و اين حكايت را امام طبرى در سير كبير آورده، كه يكى بود از ياران رسول «صلى اللّه عليه و آله» كه او را دحيۀ كلبى گفتندى، جوانى بود زيبا روى نيكو خوى اوقات وى به تجارت مىگذشت، هرگاه كه به نزديك آن سرور آمدى آن حضرت او را گرامى داشتى و هر بار كه بيامدى دست تهى نبودى، بلكه از جهت حسن و حسين ميوههائى كه در آن زمان بودى بياوردى و شاهزادگان