روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٤٦ - باب نهم در رسيدن امام حسين (ع) به كربلا و محاربه شديد او با اعداء
نمودند كه عيسى ابن اللّه است و سخط پروردگار در اين محل براى شما معدّ و مهيّا شد كه قصد كشتن فرزند پيغمبر او مىكنيد و من حالا از منهج شكيبائى كه راه سالكان مسلاك «و أصبر و ما صبرك الاّ باللّه» است انحراف نمىنمايم و به عروۀ وثقاى محبت كه به حكم «انّ اَللّٰهُ يُحِبُّ اَلصّٰابِرِينَ » خلعت آن جز، بر قامت با استقامت صابران راست نمىآيد، تمسّك مىفرمايم، كه اندك زمانى را نتايج ظلم به روزگار ستمكاران رسد و از اوج جاه عزّت و حرمت به قعر چاه إدبار و مذلّت گرفتار شوند.
كه كرد در همه عالم كمان ظلم بزه
كه تير لعنت جاويد را نشانه نشد
منتظرم كه به حكم ان اللّه يمهل و لا يمهل جزاى كردار و سزاى گفتار شما به زودى زود به شما رسد.
هر كه آئين ظلم پيش نهاد
بند بر دست و پاى خويش نهاد
چند روزى اگر سر افرازد
دهرش آخر ز پا در اندازد
پس امام حسين «عليه السلام» عنان مركب از ميدان برتافته، به صف لشكر خود بازآمد و دل بر محاربه نهاد. و اين واقعه در روز جمعه بود دهم محرم سال شصت و يكم از هجرت، سيّد عالم «صلى اللّه عليه و آله» و لشكر مخالف به قولى هفده هزار و به روايتى سى و دو هزار و اصحّ روايات آن است كه بيست و دو هزار از سوار و پياده از شام و كوفه در آن معركه حاضر آمدند. و ملازمان حضرت امام حسين به قولى هشتاد و دو تن، به روايتى هفتاد و دو تن بودند، به غير از آن حضرت، سى و دو تن سواره و چهل تن پياده، و در اغلب رسايل كه داستان اين مقتل مرقوم شده تفصيل اين مبارزان و كيفيت مبارزات ايشان مذكور نيست، و به مجرد نامى و شعرى اكتفا كردهاند و اين كمينه [١]تفصح و تصفّح بسيار كرده تا تفاصيل آن واقعه را به طريق خير الكلام در اين اوراق ايراد نمود و رجز هر مبارزى را كه مىخوانده، چون پارسى زبان را از آن فايدهاى نيست و سر رشتۀ سخن به سبب آن انقطاع مىيابد، اينجا نياورده مگر جائى كه ضرورت باشد و اشعارى كه ترجمۀ آن رجزها از گفتار قدما بود و مناسب اذهان لطيفۀ اهل اين زمان
[١] -كمينه: كمترين.