روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٨٩ - باب پنجم در بعضى از اخبار و حالات على (ع) از ولادت تا هنگام شهادت
بوى جان مىآيد از باد صبا اين بو چه بوست
مشك را اين حدّ نباشد نكهت گيسوى اوست
و چون نظر على بر جمال با كمال سيّد كائنات (عليه افضل و الصّلاة) افتاد در روى مبارك آن حضرت خنديد.
اندرين ساعت كه ديدم نازنين خويش را
يافتم خرّم دل اندوهگين خويش را
آن حضرت وى را از گهواره بيرون آورد و در كنار گرفته روى به روى وى نهاد و زبان مبارك در دهن او كرد ولى مدّتى زبان آن حضرت را مكيد و از رشحات لعاب آن دهن كه سرچشمۀ اسرار «وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ اَلْهَوىٰ» [١]، بود شربت حيات «هذا لعاب رسول اللّه فى فمى» مىچشيد و گفتهاند نكته در آنكه ابو طالب را نگذاشت كه وى را بردارد آن بود كه اوّل دست مردى كه به وى رسد حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله) باشد و آنكه شير مادر نگرفت به جهت آن بود كه در مبدأ حال، آب حيات از سرچشمه دهان سيّد دو جهان بنوشد.
مفرّحى به جگرخستگان عشق رسان
ز كيمياى سعادت كه در دهن دارى
پس رسول (صلى اللّه عليه و آله) طشت و آفتابه طلبيد و على را در طشت نشاند و به دست مبارك خود وى را مىشست، چون جانب راست وى شسته شد على در طشت برگرديد بىآنكه كس وى را برگرداند حضرت كه اين حالت را مشاهده فرمود به گريست. فاطمه گفت: اى سيّد! سبب اين گريه چيست؟ خواجه فرمود! كه گويا مىبينم اين پسر مرا غسل مىدهد و من پيش وى مىگردم بىآنكه كسى مرا بگرداند، در روز اوّل، من على را شستم و در روز آخر او مرا خواهد شست، و آن چنان بود كه در محلّى كه آن سرور (صلوات اللّه عليه و آله) از دار الغرور به سراى سرور انتقال فرمود على (ع) مباشر غسل آن سرور بود و چنان مىنمود كه آن حضرت (صلى اللّه عليه و آله) از دستى به دستى ديگر مىگرديد.
[١] -سوره النجم، آيه:٣.