روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٠٧ - باب دوم در جفاى قريش و ساير كفّار با حضرت سيد ابرار عليه صلوات اللّه
از شما هر دوام، و شنيدند كه گويندۀ غيبى مىگفت لا فتى إلاّ على لا سيف الاّ ذو الفقار. [١]
در درج الدرر (روّح اللّه روح مؤلّفه) در اين محل ذكر كرده كه بايد بىشبهه تصديق نمائى و بىشائبه تصوّر فرمائى كه سلطان اوليا علىّ مرتضى عليه السلام را كسب اين دولت عظمى و درك اين سعادت كبرى و نزول در اين مرتبۀ اسنى و عروج بر اين مقصد أقصى به بركت اقتدا به افضل أصفيا و به واسطۀ انتماء به أكمل أتقيا يعنى محمد مصطفى (صلى اللّه عليه و آله) حاصل شد كما قال الناظم و لقد أجاد فيما افاد.
آن كو به سر مرتبۀ لا فتى رسيد
از دولت متابعت مصطفى رسيد
آن پردلى كه بر سر أعدا به ذو الفقار
همچون كليم بود كه با اژدها رسيد
با مهر او ز تفرقهها، دل خلاص يافت
زر گشت كار قلب، چو با كيميا رسيد
آوردهاند كه چهار تن از كفار قريش با يكديگر معاهده نمودند بر آنكه رسول خدا را (صلى اللّه عليه و آله) به قتل آرند ابن شهاب و ابن قمّيه و ابن حميد و عتبة ابن ابى وقّاص پس در اين محل كه اشرار غلبه كردند و ابرار مغلوب شده هر يك به گوشهاى افتاده بودند و حضرت رسالت با معدودى چند در موضعى افتاده بود آن سخت دلان سست پيمان فرصت يافته دست جرأت از آستين وقاحت به در آوردند و سنگها حوالۀ آن معدن جواهر رسالت و جلالت كردند ابن قميّه سنگى چند حوالۀ آن حضرت كرد و يكى از آن بر آئينۀ نورانى پيشانى آن حضرت كه محراب قلوب متوجّهان حرم صدق و صفا بود و طاق ابروى دلجوى آن كعبۀ حلم و وفا آمد و به غايت مجروح گشت چنانچه خون روان شد و قطرات خون بر محاسن مبارك وى فرود آمد و حضرت آن را به رداى أطهر خويش پاك مىساخت و نمىگذاشت كه بر زمين چكد و مىفرمود كه اگر قطرهاى از آن بر زمين افتد هرآينه عذاب از آسمان بر اهل زمين نازل شود و ابن شهاب سنگى بر بازوى آن حضرت (صلى اللّه عليه و آله و سلم) زد چنانچه لب لطيفش به شكافت و
[١] -درج الدرر فى ميلاد سيد البشر: تأليف سيد اصيل الدين عبد اللّه بن عبد الرحمن الحسينى الشيرازى (متوفى ٨٨٤ ه. ق) .