روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٣٢ - باب سوم در رحلت حضرت سيّد المرسلين عليه أفضل صلوات المصلّين
شما فوج فوج درآئيد و بر من نماز گزاريد و ابتدا به نماز بر من مردان اهل بيت، كنند بعد از ايشان زنان اهل بيت آنگاه ساير مؤمنان گفتند يا رسول اللّه كه شما را در قبر گذارد؟ فرمود كه اهل بيت طيّبين من با گروهى از ملائكه مقرّبين كه ايشان شما را بينند و شما ايشان را نبينيد پس حاضران را به خير ياد كرد و گفت سلام من برسانيد بدان جماعت از ياران كه غايبند و هر كس كه پيروى دين من كند تا روز قيامت او را از سلام من محظوظ و مخصوص سازيد و به تحف تحيّت همه را بنوازيد.
روزى كه ز تو سلام باشد ما را
آن روز فلك غلام باشد ما را
بعد از تمهيد قواعد وصيّت سيّد عالم (صلى اللّه عليه و آله) مترصّد مىبود كه آيا كى باشد كه ايّام فانى اين جهان به انجام رسد و نفس مطمئنّه را از حضرت جلال احديت مژدۀ فادخلى فى عبادى پيغام رسد تا در شب چهارشنبه بيست و هشتم ماه صفر در سال يازدهم هجرت به زيارت گورستان بقيع توجّه فرمود و گويند ابو مويهبه در آن شب ملازم آن حضرت بود ابو مويهبه گويد كه آن حضرت به جهت اهل مقبرۀ بقيع زمانى طويل، استغفار نمود و چندان دعاى خير كرد بر ايشان كه آرزو بردم كه كاش من از اهل آن گورستان بودمى تا شرف آن دعا دريافتمى آنگاه روى به من كرد و گفت اى ابو مويهبه! خزاين دنيا را بر من عرض كردند و مرا مخيّر ساختند ميان آنكه در دنيا باقى باشم و بعد از آن به بهشت روم و ميان لقاى پروردگار خود بعد از آن بهشت به درستى كه من لقاى پروردگار خود و بهشت را اختيار كردم منقولست كه شبى آن حضرت مأمور شد كه به بقيع رود و جهت اهل آن مقبره استغفار كند حضرت چنان كرد و بازگشت و در خواب شد و باز با وى گفتند كه برو و از براى اهل بقيع استغفار كن باز برفت و طلب آمرزش نمود و بازآمد و به استراحت مشغول گشت با وى گفتند برو و براى شهداى أحد دعا كن حضرت به أحد رفت و در شأن شهداى احد دعا كرد و نماز گزارد بعد از هشت سال كه از واقعه احد گذشته بود (مراد آن است كه ايشان را دعاى خير كرد و آمرزش طلبيد) و در اين اوقات گوئى وداع أحيا و اموات مىفرمود روز ديگر آن حضرت صلى اللّه عليه و آله را صداع طارى گذشته سر خود را به عصابه بر بست و آن