روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٦٦ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
أخرج منكما أولادا كثيرا طيّبا» و از شما هر دو، بيرون آرد ذريّت بيشمار و اولاد بسيار، همه پاك و پاكيزه روزگار را. و در كتاب مناقب خوارزمى در اين باب حديثى طويلى واقع شده خلاصهى همه آنكه جبرئيل (ع) به نزديك حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله آمد و قدرى از سنبل و قرنفل بهشت بياورد حضرت آن را فراستاد، و به بوئيد و گفت اى جبرئيل! سبب آوردن اين قرنفل چيست؟ جبرئيل آن حضرت را خبر داد كه حق سبحانه وى كرد به بهشت كه خود را بياراى بهشت آراسته شد و فرمود درخت طوبى را كه بار بردار از حلى و حلل و حكم شد تا حوران و عينان خود را بياراستند و ملائكه را فرمان رسيد تا در حوالى بيت المعمور جمع شدند و آنجا منبريست از نور كه آدم على نبيّنا و عليه السلام بر وى خطبه خوانده در روز عرض اسماء بر ملائكه امر الهى به راحيل كه يكى از ملائكۀ حجاب بارگاه ربوبيت است رسيد كه بر آن منبر بالا رود و خطبه به خواند و در ميان همۀ ملائكه شيرينكلامتر از او نيست پس راحيل بر آن منبر بر آمد و حقتعالى را به انواع محامد ستايش أدا فرمود چنانكه اهل آسمانها فرحان و مسرور گشتند پس وحى آمد به وى كه عقد كن فاطمه دختر حبيب مرا به على پس راحيل عقد كرد و ملائكه گواه گشتند و كاتبان ديوان قضا اين مهم را بر همين و تيره، ثبت نمودند آنگاه جبرئيل قطعۀ حرير به حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله و سلم) نمود كه اين صورت در اين وصلۀ حرير نوشته شده به فرمان خداى بر تو عرض كردم و من اين را به خاتم مشك مهر خواهم كرد و به رضوان خادم بهشت خواهم سپرد و چون مهم عقد به اتمام رسيد اشجار فردوس سنبل و قرنفل نثار كردند و من به تحفه قدرى براى شما آوردهام آنگاه حكم شد درخت طوبى رقعهها نثار كند طوبى آن حلى و حللها را نثار كرد و حور العين برداشتند و بدان در مفاخرت مىكنند، و نقلى آن است كه درخت طوبى رقعهها نثار كرد به عدد دوستداران اهل بيت از زمان آن حضرت تا قيامت و در هر رقعه نام يكى از دوستداران اهل بيت نوشته از مردان و زنان و هر ملكى كه حاضر بوده از آن يك رقعه برداشته و نگاه مىدارد تا در قيامت آن رقعه بدان كس دهند كه نام او در آنجا مسطورست و مضمون رقعه آن باشد كه فلان يا فلانه از آتش دوزخ