روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٦٤ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
كه آنجا قرار داشتند زبان به عذرخواهى گشاده گفتند: اى دختر مصطفى ما تو را تكليف كرديم مبادا كه غبار بر خاطر عاطرت نشسته باشد حكمى فرماى كه ما به امرى كه سبب خوشنودى تو گردد قيام نمائيم از طعامها چه پيش آريم و از شربتها كدام مهيّا سازيم؟ . فاطمه فرمود خشنودى من به طعام و شراب نيست گرسنگى صفت من و پدر منست كه فرمود «اجوع يومين» دو روز گرسنه مىباشم «و أشبع يوما» و يك روز سير مىشوم اگر خشنودى من مىخواهيد و از آن پدر من بلكه رضاى حضرت ذو المنّ قدم از ظلمتكدۀ كفر، بيرون نهاده به فضاى روشنائىفزاى ايمان، آئيد و با يگانگى خداوند آشنا شده از بيگانگى شرك بگريزيد جمعى از آنها كه سخن فاطمه شنيدند و آنچنان كرامتى معاينه ديدند جامهها چاك زده و مقنعهها از سر كشيده كلمه طيّبۀ لا اله الا اللّه محمّد رسول اللّه بر زبان راندند و از يمن قدوم حضرت فاطمه عليها السلام بدان دولت و سعادت سرمدى رسيدند.
آرام دل و زندگى جان زِ دَمِ اوست
هر جا كه نهد پاى صفا در قدم اوست
و در شواهد النبوه وقوع اين صورت را در مدينه نقل مىكند يا همين حكايت است كه يك راوى آنجا دانسته و ديگرى اينجا يا خود كرامت ديگر بوده مر فاطمه عليه التحيّة و الدعا را.
در خبر است كه: چون يك سال از هجرت حضرت رسالت برآمد فاطمه به روايت اهل بيت نهساله شد و به قولى چهاردهساله و به روايتى بيستساله و غير از اين نيز گفتهاند و بر هر تقدير در ماه رجب سال دوم از هجرت يا در ماه صفر از همين سال يا در ماه رمضان، وى را به على داد و در باب تزويج فاطمه به على (ع) روايات بسيار است و اينجا نقل اشهر از كتب معتبر ايراد كرده مىشود مرويست كه هر كه از اكابر صحابه فاطمه را خواستگارى مىكرد سيد عالم (صلى اللّه عليه و آله) مىفرمود: كه در باب تزويج فاطمه انتظار وحى مىكشم.
در كتاب مناقب ابو المؤيّد خوارزمى مذكور است كه خبر كرد مرا حافظ ابو العلاى همدانى به اسناد خود از حسين بن على كه روزى رسول صلوات اللّه و سلامه عليه در خانه امّ سلمه رضى اللّه عنها بود كه بر وى فرود آمد ملكى كه او را بيست سر بود بر هر