روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٤٩ - باب هفتم در مناقب و فضايل امام حسين (ع) از ولادت تا شهادت
انداز و به خدمت سيّد عالم رسان، كه حسين در پيش وى ايستاده و براى آهو برّه مىخواهد كه بگريد و ملائكه به جهت نظاره او سر از صوامع طاعت بيرون كردهاند، كه اگر او بگريد همۀ مقرّبان به گريه و فرياد درآيند، بشتاب و پيش از آنكه أشك به رخسارۀ مبارك وى روان شود اين برّۀ خود را براى وى ببر، يا رسول اللّه مسافت دور قطع كردهام و گوئيا كه زمين را در نور ديدند، تا من زود رسيدم، و به حمد اللّه كه هنوز أشك بر روى جگرگوشه تو فرو نيامده است. خروش از صحابه برآمد، و رسول آن آهو را دعا گفت، و حسين آهو برّه را پيش كرده همراه برادر به حجره درآمدند، و صورت واقعه را مشروح به عرض فاطمه رسانيدند. اى عزيز، ملائكه مقرّبين و رسول ربّ العالمين، نمىخواستند كه أشك بر چهره حسين روان گردد، آيا احوال آنها كه قطرات خون از فرق مباركش به رخسارۀ وى روان ساختند چگونه باشد؟
رخى كه بوسهگه شاه أنبيا باشد
به خاك و خون شده پنهان كجا روا باشد؟
كسى كه چشمۀ كوثر عطاى جدّ وى است
به دشت كرب و بلا تشنه لب چرا باشد؟
روا بود كه جگرگوشۀ رسول خداى
فتاده غرقه به خون سر ز تن جدا باشد؟
اخلاق ستوده و اوصاف پسنديدۀ امام حسين (عليه السلام) نه در آن مرتبه است كه به دستيارى قلم تيز زبان پيرامون تحرير آن توان گشت و به پايمردى خامه سبكرو بحوالى بساط تقريرش توان گشت.
خامۀ وهم هوس كرد كه تحرير كند
صورت مدحت او بر ورق گويائى
خردش گفت كه اين پايۀ رفعت كور است
تو بدين فهم كى از عهده، برون مىآئى؟
سخاوتش كه بار نامۀ حاتم را طى كرده بر دفاتر روزگار مسطور است.
و شجاعتش كه داستان رستم دستان را منسوخ ساخته و شمهاى از آن در محاربه كربلا سمت گذارش خواهد يافت. در جرايد اخبار مذكور است چون آتش قهرش