روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٢٤ - باب ششم در بيان فضايل و حالات امام حسن (ع) از ولادت تا شهادت
الجنة» دليل فضلى وافر و وافى، ابو على فضل بن حسن الطبرسى در كتاب «اعلام الورى» آورده منقول از ابن عباس كه ما نزديك رسول خداى بوديم كه فاطمه بيامد گريان، و حضرت رسول فرمود كه: چه چيز مىگرياند تو را؟
گفت: يا رسول اللّه حسن و حسين از حجره بيرون رفتهاند و تا اين وقت بازنيامدهاند و على اينجا نيست و من كسى ندارم كه به طلب ايشان فرستم و نمىدانم كه ايشان كجا باشند؟ حضرت (صلى اللّه عليه و آله) فرمود كه مگرى اى فاطمه، كه خدائى كه ايشان را آفريده بديشان مهربانتر است از تو، پس آن حضرت دست به دعا برداشت و گفت: بار خدايا اگر در بيابانند ايشان را نگاهدار و اگر در دريااند به سلامت به كنار آر، فى الحال جبرئيل آمد كه يا احمد «صلى اللّه عليه و آله» هيچ غم مخور و اندوهگين مباش كه ايشان فاضلانند در دنيا، و بزرگانند در آخرت و پدر ايشان بهتر است از ايشان، و ايشان حالا در حظيره بنى نجّارند و حق سبحانه و تعالى دو فرشته بر ايشان موكّل ساخته تا نگهبانى ايشان مىكنند.
ابن عبّاس گويد كه آن حضرت بر پاى خاست و ما با او برخاستيم تا به حظيره بنى نجار رسيديم، حسن و حسين را ديديم دست در گردن يكديگر كرده و فرشتهاى يك بال خود را فراش ايشان ساخته و به ديگر بال ايشان را پوشيده، رسول خداى (صلى اللّه عليه و آله) حسن را برداشت و آن فرشته حسين را و مردم چنان مىديدند كه رسول (صلى اللّه عليه و آله) هر دو را برداشته است، ابو ايوب انصارى پيش آمد و گفت يا رسول اللّه يكى از اين هر دو را من بردارم تا تو سبكبار شوى، گفت بگذار كه ايشان بزرگانند در دنيا و آخرت و پدر ايشان بهتر است از ايشان و هرآينه امروز مشرّف سازم ايشان را به آن چيزى كه خداى تعالى شرف ارزانى داشته ايشان را، پس خطبهاى ادا فرمود، گفت: أيّها الناس خبر دهم شما را به بهترين مردمان از جهت جدّ و جدّه؟ گفتند بلى يا رسول اللّه! گفت حسن و حسيناند كه جد ايشان رسول اللّه است و جدّۀ ايشان خديجه بنت خويلد، پس گفت خبر دهم شما را به بهترين مردمان از جهت پدر و مادر؟