روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٥٠ - باب هفتم در مناقب و فضايل امام حسين (ع) از ولادت تا شهادت
برافروختى به شرارۀ تيغ برق، آثار خرمن عمر دشمن خاكسار را صاعقهوار بسوختى و آب سرچشمۀ لطفش چون ترشّح نمودى، غبار جرائم از صفحۀ حال هر گنهكار محو فرمودى.
و در باب حلم كامل و خلق عظيمش إمام نجم الدين نسفى (رحمه اللّه) حكايتى در تفسير آورده وقتى كه معنى اين آيت را بيان مىكند كه «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» يعنى بهشت آماده كرده شده است براى پرهيزكاران، «اَلَّذِينَ يُنْفِقُونَ» آنان كه نفقه مىكنند «فِي اَلسَّرّٰاءِ وَ اَلضَّرّٰاءِ» در آسانى و سختى يا در توانگرى و درويشى «وَ اَلْكٰاظِمِينَ اَلْغَيْظَ» و فروخورندگان خشم را «وَ اَلْعٰافِينَ عَنِ اَلنّٰاسِ» و عفو كنندگان از مردمان «وَ اَللّٰهُ يُحِبُّ اَلْمُحْسِنِينَ» [١]و خداى تعالى دوست مىدارد. نيكوكاران را مضمون اين حكايت راجع است به اين كه روزى آن نوباوۀ بوستان ولايت و با كورۀ حديقۀ هدايت، سبط نبى و نجل ولىّ يعنى حسين بن على (عليهما السلام) با جمعى مهمانان از أشراف عرب و عظماى علم و أدب، بر سر خوانى نشسته بودند، خادمش با كاسۀ آش گرم به مجلس در آمد، و از غايت دهشت پايش به حاشيه بساط درآمد، و كاسه بر سر امام افتاد و به شكست و آشها بر سر و روى مبارك فرو ريخت، امام از روى تأديب نه از راه خشم و تعذيب، در او نگريست خادم از ترس بيهوش و متحيّر مانده بود، كه ناگاه بر زبانش جارى شد كه «و الكاظمين الغيظ» حسين فرمود كه خشم فرو خوردم، گفت «و العافين عن النّاس» حسين فرمود كه عفوت كردم، خادم تتمّۀ آيت برخواند كه «و اللّه يحبّ المحسنين» سبط رسول در مقابل آن گفت از مال خود آزادت كردم و مؤنت معيشت تو بر ذمّۀ كرم خود لازم گردانيدم.
آنكه در او سيرت نيكو بود
آدمى از آدميان او بود
نيكى مردم به نكو نكوخوئيست
خون نكو مايۀ نيكوئيست
حضّار مجلس از آن خلق و خوى متعجّب شده، بر زبان راندند كه «و اللّه أعلم حيث يجعل رسالته» خداى مىداند كه چه مىبايد داد و به كه مىبايد داد. و جناب ولايت أنتما
[١] -آل عمران، آيه:١٣٤.