روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٣٤ - باب اول در ابتلاى جمعى از انبياء عليهم التحيّة و الثناء
هابيل هيچ خبر دارى؟ كه حالى او را در خواب ديدم چون مظلومان استغاثه مىكرد و چون بيچارگان فرياد رس مىطلبيد جبرئيل گفت يا آدم حضرت عزّت مىفرمايد: «أعظم أجرك» بزرگ باد مزد تو در اين مصيبت بدان كه قابيل هابيل را كشت و او فرياد مىكرد و الغياث مىگفت و كس به فرياد او نمىرسيد اكنون همان فرياد است كه از زير زمين ظاهر مىشود و فرداى قيامت نيز فرياد كنان به عرصهگاه درآيد آدم فرياد در گرفت و گريه آغاز كرد و گفت اى برادر خاك او را به من نماى جبرئيل آدم را به سر قبر هابيل برد آدم خاك از وى دور كرد هابيل را ديد سر كوفته و تمام اعضاى وى به خون آغشته روى مبارك در روى وى ميماليد و مىگفت وا حسرتا! وا ابناه وا كربتاه! .
در زير خاك قامت و بالاى او دريغ
از شكل و از شمايل زيباى او دريغ
زير زمين نهفته سر و پاى او دريغ
سر تا به پاى چابك و نغز و لطيف بود
آدم چندان به گريست كه فرشتگان هفت آسمان به گريه درآمدند و گفتند بار خدايا آدم دو سه روزى از گريستن آسوده بود اكنون باز گريان شد ما را طاقت گريستن وى نيست خطاب رسيد كه اى آدم صبر كن در مصيبت كه مزد صابران بىنهايت است و ما حكم كرديم كه نصف عذاب دوزخ تنها مر قابيل را باشد.
از بزرگى استماع افتاده كه همه اهل اسلام متفقند بر آنكه حضرت رسالت صلى اللّه عليه و آله و سلم از آدم صفى افضل و اشرفست هرگاه كه قاتل فرزند آدم را اين مقدار عذاب مقرر شده آيا قاتل فرزند مصطفى و جگرگوشه سرور انبياء را حال چگونه خواهد بود.
در صحيفه رضويه كه احاديث آن مسند به حضرت سلطان خراسان امام على بن موسى الرضا عليه التحية و الثناء است و آن حضرت از آباى كرام عظام خود نقل فرموده مذكور است كه قاتل امام حسين (ع) در تابوتى باشد از آتش دوزخ و زنجيرهاى آتشين بر دست و پاى او بربسته و از او نتنى مىآيد كه اهل دوزخ به خدا پناه مىبرند از شدّت آن نتن و چگونه چنين نباشد سزاى ظالمى كه تيغ آب داده، بر حلق آب ناداده امام نهد و گردنى كه بوسهگاه حضرت رسول اللّه بود به خنجر كين آزرده گرداند. در كتاب