روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٢٢ - باب ششم در بيان فضايل و حالات امام حسن (ع) از ولادت تا شهادت
پيچيده بر كنار حضرت نهادم، و سيد عالم بانگ نماز در گوش راست وى گفت و اقامت در گوش چپ وى، و از على پرسيد كه وى را چه نام نهادهاى؟ على گفت: يا رسول اللّه من حاضر نبودم كه پيشى گيرم به تسميت [١]فرزند بر شما، اما در خاطر مىگذارانم كه اگر اجازت دهيد او را «حرب» نام كنم، و روايتى آن است كه گفت او را مسمّى به اسم عمّ خود حمزه گردانم، حضرت (صلى اللّه عليه و آله) فرمود كه من هم نيستم كه سبقت گيرم بر حكم خداى تعالى به نام نهادن او، در اين اثناء جبرئيل فرود آمد و گفت: يا محمد، حضرت علىّ أعلى تو را سلام مىرساند و مىگويد: على از تو به منزلۀ هارون است از موسى، الاّ آنكه بعد از تو پيغمبرى نخواهد بود. پس اين پسر را به نام پسر هارون مسمّى گردان. پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله) از جبرئيل پرسيد كه نام پسر هارون چه بود؟ گفت «شبّر» حضرت (صلوات اللّه و سلامه عليه) فرمود: كه اى جبرئيل زبان من عربيست و اين لغت عبريست، گفت معنى شبّر به عربى حسن است پس او را حسن نام نهاد، و در روز هفتم عقيقه كرد، از وى بدو كبش املح (گوسفند نر سفيد كه اندكمايه سياهى به آن آميخته باشد) كه ذبح فرمود.
و ران كبش به قابله داد و سر او را بتراشيد و به وزن آن نقره تصدّق فرمود. و امام حسن شبيهترين مردمان بود به رسول (صلى اللّه عليه و آله) از سينه تا به فرق سر، و از انس بن مالك منقول است گفت: نبود هيچكس به رسول خدا شبيهتر از حسن بن على، و مروى است كه روزى در مرض موت آن حضرت فاطمه دست حسن و حسين گرفته نزد رسول (صلى اللّه عليه و آله) آورد و فرمود كه «هذان ابناك» اينان فرزندان تواند «فورثهما شيئا» پس ايشان را ميراث ده چيزى حضرت (صلى اللّه عليه و آله) فرمود امام حسن را بهره سيرت و سيادت من است، و نصيب حسين جود و شجاعت من.
و در صحيحين مذكور است مرفوع به براء بن عازب كه گفت: ديدم حضرت رسالت (صلى اللّه عليه و آله) را كه حسن بن على بر دوش وى بود و آن حضرت مىفرمود:
[١] -تسميت: نامگذارى.