روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٦٨ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
فرمود كه اى جان پدر! در حق تو تقصير نكردم كسى را شوهر تو گردانيدم كه بهترين اهل بيت منست و سوگند مىخورم به خدائى كه جان من در قبضۀ قدرت اوست كه تو را به كسى دادهام كه سيّد است در دنيا و آخرت و مقرّر است كه گريه فاطمه به جهت آن بود كه از خدمت پدر دور مىافتد، نه چنانچه جمعى خيال بندند كه گريه او از آن بود كه على مال و متاع چنان نداشت چه فاطمه دامن همّت از دنيا در كشيده بود و از پدر همه مراسم و قواعد فقر را ديده و شنيده و ميدانست كه پدر بزرگوار او را فخر و مباهات به فقر است و بس.
مژدۀ الفقر فخرى، در طريق معرفت
هست از بهر تسلّى دل ارباب فقر
ميوۀ مقصود بار آرد به گلزار مراد
هر نهالى را كه باشد تازگى از آب فقر
در اخبار آمده است كه جهاز حضرت فاطمه (عليها سلام) از ثياب و متاع و اثاث بيت دو جامه برد بود و دو بازوبند نقره و قطيفهاى كه تمام بدن را نمىپوشيد و قدحى و يك آسيا دست و آردبيزى و دو سبو و مشك آبى و مشربه و دو نهالى از كتان سطبر كه حشو يكى از ليف خرما، و حشو ديگرى از تراشه سختيان بود و چهار عدد بالش كه دو تا از آن را به پشم، و دو ديگر را به ليف خرما پر كرده بودند.
امام سيف النظر ابو بكر طوسى در كتاب ستّين الجامع للطائف البساتين آورده است كه: يكى از منافقان، مرتضى على را ملامت كرد درخواستن فاطمه و گفت اى على تو معدن فضل و ادبى و شجاعترين مبارزان عرب، چرا زنى خواستى كه چاشتش به شام نمىرسد اگر دختر مرا بخواستى من چنان ساختمى كه از در خانۀ تو شتر در شتر بودى پر از جهاز دختر من، على فرمود: كه اين كار به تقدير است نه به تدبير الحكم للّه العليّ الكبير ما را نظر بر مال و متاع دنياى غدّار نيست و مقصود ما جز رضاى حضرت پروردگار نه، تفاخر ما به اعمال است نه به اموال، و مباهات ما به كردار است نه به درهم و دينار.
همّت ما را نظر، بر درهم و دينار نيست
مقصد و مقصود ما جز پرتو ديدار نيست
چون مرتضى على عليه السلام رضاى خدا را به حكم قضا ظاهر ساخت در سرش ندا كردند كه اى على سر بردار تا قدرت خدابينى و جهاز دختر مصطفى بينى و قدر و حرمت فاطمۀ زهرا بينى على سر مبارك بالا كرد و از بالاى سر خود تا عرش عظيم حجابها ديد