روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ١٧٠ - باب چهارم در بعضى از احوال سيّدة النّساء فاطمة زهرا (عليها السلام)
خطور كرد امروز او را در پايۀ خدمت من بازداشتهاند و براى إعزاز و حرمت من، تعيين كردهاند و عوض تاجى كه سليمان براى داماد خود ترتيب داده بود لواى حمد براى تو مقرّر شد و لواى حمد علميست كه خاصّۀ حضرت رسالتست و ارتفاع آن لوا مقدار هزارساله را هست و قبضۀ آن فضّۀ بيضاست و سنان او از ياقوت حمرا و روحۀ آن از زمرّد خضراء و آن را سه ذؤابه است يكى در مشرق و يكى در مغرب و سوم در مكّه و بر يك سطرى نوشته شده است بسم اللّه الرحمن الرحيم و بر ديگرى الحمد للّه ربّ العالمين و بر سوم لا اله الا اللّه محمّد رسول اللّه اين لوا را در فضاى عرصات حاضر گردانند و منادى ندا كند كه كجاست نبى امّى و رسول حرمى و سيّد عربى و خواجه هاشمى و رهنماى تهامى و پيشواى أمّى محمد بن عبد اللّه سيّد المرسلين و خاتم النبيّين خواجه پيش آيد و آن لواى مبارك به دست گيرد و بعد از آن تمامى أنبيا از آدم تا عيسى صلوات اللّه على نبيّنا و عليهم اجمعين با ساير صديقان و شهيدان و صالحان و كافّه مؤمنان از اهل عرفان و ايقان در زير آن لوا، جمع شوند چنانچه فرموده آدم و من دونه تحت لوائى يوم القيمه.
آدم و من دونه تحت اللّواء
آمده چون تو علم افراخته
پس تاجى از نور بيارند و بر فرق سلطان أنس و جنّ نهند و لباس حرير أخضر در بدن مباركش پوشانند و براق حاضر سازد تا شهسوار ميدان أسرى بعبده سوار شود و براى هر يك از انبياء نيز براق و حلّه و تاج بياورند و آن گروه سواره روى به بهشت آورند و چون حضرت رسول سوار گردد علم به دست مرتضى على دهد و او پيش پيش مىرود و گويند آن لوا به هيئت تاج باشد بر سر على و بر سر او ندا كند كه اى على اين تاج بهتر يا تاج داماد سليمان پيغمبر! كه به حضور فاطمه از روى تعجّب تقرير مىكردى
ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟
إمام نجم الدين عمر نسفى در تفسير فاتحه خويش، روايت مىكند كه روزى حضرت پيغمبر (صلى اللّه عليه الى يوم المحشر) به خانۀ فاطمه درآمد ديد كه فاطمه ملول و محزون نشسته و مىگريد از او پرسيد كه چرا مىگريى؟ و به چه جهت اندوهناكى؟ گفت يا رسول اللّه بر سبيل حكايت مىگويم نه به طريق شكايت، سه روز است كه در منزل ما