روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٢٢٣ - باب ششم در بيان فضايل و حالات امام حسن (ع) از ولادت تا شهادت
«اللّهمّ إنّى أحبّه فأحبه» بار خدايا من او را دوست مىدارم پس تو نيز وى را دوست دار، و در روايتى آن است كه او را دوست مىدارم و كسى را كه وى را دوست مىدارد دوست مىدارم. و از ابو هريره منقول است: كه هرگز امام حسن را نديدم الاّ كه از شادى لقاى او آب از چشم من ريزان شد به جهت آنكه روزى با حضرت رسول (صلى اللّه عليه و آله) به سوق «قينقاع» رفته بوديم و بعد از مراجعت به مسجد درآمديم حضرت (صلى اللّه عليه و آله) فرمود كه لكع را بخوانيد زمانى برآمد امام حسن در رسيد و خود را در كنار آن حضرت افكند و دست به درون محاسن مبارك آن حضرت در مىآورد، سيّد عالم (صلى اللّه عليه و آله) و سلم دهان مبارك در دهان وى مىنهاد و مىگفت «اللهم انى احبّه و احبّ من يحبّه» شيخ فريد الدين عطار (قدس سرّه) در كتاب «گل و هرمز» آورده.
امامى كو امامت را حسن بود
حسن آمد كه جمله حسن ظن بود
همه حسن و همه خلق و همه علم
همه لطف و همه جود و همه حلم
شب از موى سياهش تيره مانده
ز رويش ماه روشن خيره مانده
لبش قائم مقام حوض كوثر
كه بودى چشمۀ نوش پيمبر
چنان نوشى به زهرآلوده كردند
دلش خون و جگر پالوده كردند
ز زهرش چون جگر شد پاره پاره
ز غصّه گشت، خونين سنگ خاره
در سنن ترمذى مرفوع به ابن عباس (رضى اللّه عنه) ، مرويست كه: حضرت رسول (صلى اللّه عليه و آله) حسن را بر دوش خود نشانده بود، مردى گفت «نعم المركب ركبت يا غلام» نيكو مركبى است كه سوار شدهاى اى پسر! آن حضرت فرمود و «نعم الراكب هو» و او نيز نيكو سوارى است.
در شواهد آورده، كه روزى رسول «صلى اللّه عليه و آله» به منبر برآمد و حسن با وى، بود گاهى به مردمان نظر مىكرد و گاهى به سوى وى و مىگفت: اين پسر من سيّد است و زود باشد كه خداى تعالى اصلاح كند به واسطۀ وى ميان دو گروه از مسلمانان. و احاديث صحيحه در مناقب حسن و حسين بسيار است و همين يك نكته كه: «هما ريحانتىّ من الدّنيا» مستبصر متأمّل را كافى است و خبر «الحسن و الحسين سيّدا شباب اهل