روضة الشهداء - کاشفی، ملا حسین - الصفحة ٩٢ - باب دوم در جفاى قريش و ساير كفّار با حضرت سيد ابرار عليه صلوات اللّه
بيمار شد روزى رسول بر بالين وى نشسته و در روى مادر مىنگريست و بر تنهائى و غريبى و بىكسى خود، مىگريست.
سخت دشوار است تنها ماندن از دلدار خود
با كه گويم حال تنها ماندن دشوار خود
و آمنه خاتون بىهوش بود ناگاه به هوش بازآمده بر روى رسول نگريست ديدۀ اشكآلود او را ديد و آه دردآلود او را شنيد بيتى چند براى تسلّى فرزند دلبند خود برخواند و اين ابيات از آن جمله است.
بارك اللّه فيك من غلام
ان صحّ ما أبصرت فى المنام
فأنت مبعوث إلى الأنام
من عند ذى الجلال و الاكرام
يعنى: خدا بركت دهد ترا اى پسر و اگر آنچه من در خواب ديدهام دربارۀ تو و از هاتف غيبى شنيدهام راست و درست است پس تو پيغمبرى برانگيخته به سوى آدميان از نزديك خداوند جهان بعد از آن گفت اى پسر هر زندهاى ميرنده است و هر نوى كهنگى پذيرنده هر كه از كتم عدم قدم بر بساط وجود نهاد، نهايت كار او آن است كه حنجرۀ أمل او به خنجر أجل بريده شود و هر كه در محفل زندگانى شربت با حلاوت حيات چشيد غايت مهم او آن است كه زهر مرارت ممات بچشد.
در اين سراى مصيبت كه غير ماتم نيست
دلى كجاست كه زير شكنجۀ غم نيست
لباس عمر نكو كسوتيست ليك چه سود
كه آستين بقاش از دوام معلّم نيست
امّا اى پسر اگر من بميرم ذكر من زنده خواهد بود و نام من از صحيفۀ روزگار محو نخواهد شد زيرا كه چون تو پاكيزه نهادى زادم و مانند تو نيكوكارى، يادگار گذاشتم.
زنده است كسى كه از تبارش
ماند خلفى به يادگارش
مرويست كه چون آمنه خاتون وفات كرد آواز نوحۀ جنّيان مىآمد كه به روى مىگريستند و مىگفتند.
نبكى الفتاه المرأة الآمنه [١]
أمّ رسول اللّه ذى السكينة
[١] -شايد صحيح امينه باشد.